دیار یار
به نام خودش سلام ” بار الها‼ ترا سپاس بر نعمت سلامتی بدن که همیشه در آن عمر میگذرانم و سپاس تراست بر بیماری و بلایی که (هم اکنون) در بدنم پدید آورده ای و نمی دانم ای خدای من کدام یک از این دو حالت به شکر تو شایسته تر است در کدام یک از این دو وقت حمد وسپاس تو سزاواز تر می باشد؟آیا در وقت سلامتی که در آن حال از نعمت های پاکیزه ات گوارای وجودم کردی و بدانهامرا نیرو دادی تا بر طا عتت توفیق یابم و یا زمان بیماری که به واسطه آن مرا(از آلودگی گناهان) رهانیده و نعمت هایی که (در قالب درد) به من تحفه داده ای تا بار گناهانی را که بر دوشم سنگینی کرده سبک نماید واز بدی هاییکه در آن غوطه ور شده ام پاک سازد و برای فرا گرفتن توبه آگاهم کند وتذکر ویاکرد نعمت گذشته را سبب زدودن گناهان بزرگم نماید؟ ودر خلال ایام بیماری دو فرشته ی نویسنده اعمال در پرونده ام اعمالی را نوشته اند که نه هیچ دلی در آن اندیشیده ونه هیچ زبانی از آن سخن گفته ونه هیچ اندامی برای آن تحمل و رنجی کرده است بلکه (همه اینها فقط از باب) فضل واحسان تو بر من نوشته شده است .پس بر محمد(ص) وآل او درود فرست و آنچه را بر من پسندیده ای محبوب من گردان و بدی های پیشینه ام را از من محو کن و شیرینی تندرستی را بر من باز گردان و خنکای سلامت را بر من بچشان.“ دعای ۱۵ صحیفه سجادیه به نام خودش سلام شب جمعه ی اول سال با یه بارون شدید به همراه تگرگ توی صحن جامع که تموم سنگ فرشها رو آب گرفته بود بعضی ها هم آروم برا خودشون زمزمه می کردند.حوالی ساعت ۴ صبح بود که از صحن انقلاب گذشتیم .خیلی خلوت بود. دور و بر سقا خونه یکی دو نفر بودن. کنار پنجره فولاد هم فقط چند نفر بودند رفتیم به آن سمت یکی داشت آروم میخواند کم کم صداش بلند شد چه گرمایی می داد به آن هوای سرد.عجب حالی داشت پنجره فولاد رضا




هر کسی به یه طرفی می رفت یکی پلاستیک کرده بودسرش خیس نشه ،یکی می دویید به سمت رواق ها و بعضی ها هم حال میکردن که دارن بارون می خورن آخه می دونستن که در فضیلت زیارت امام رضا آمده که حضرت قسم می خورن که هر که مرا زیارت کند و بر روی او قطره ای از باران برسد حقتعالی جسد او را بر آتش جهنم حرام گرداند
.
آدم رو آتیش می زد وقتی می گفت:
برات کربلا
میده…
