دیار یار
به نام خودش سلام دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم يواش ‼دست نزن‼ شيشه ام ،ترک دارم چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است که بر صداقت آيينه نيز شک دارم رفيق‼ بار غريبی به دوش من مانده که احتياج به يک دوست يک کمک دارم صدا زدم که: به من در قبال سکه زخم چه ميدهيد؟يکی گفت من نمک دارم‼ من وتو هر دو غريبيم و آشنای سکوت خوشم به اينکه غمی با تو مشترک دارم
نوشته شده در یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٤ساعت
٧:۱٦ ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |
