دیار یار
به نام خودش سلام حال وهوای اعتکافه وهمه جا سخن از اون امشب دلم پر می زنه ، مثل پرنده تو قفس چاره ی درد دل من هق هق ونفس نفس می خوام مثه ديوونه ها سر به بيابون بزارم داد بزنم به آسمون خدا خدا دوست دارم به ياد اون سحرا ،اون پاکی خوش به حال اونايی که امسال ميرن .تو رو خدا برا منم دعا کنيد. نمی دونم چرا امسال راهم ندانن .آخه اينقده بد
.حتی تلويزيون هم زير نويس فيلم در مورد اعتکاف می نويسه .خيلی دلم گرفته
.می خوام زار زار گريه کنم
. آخ ياد اين شعر افتادم سحرهای اعتکاف آقا سيد
می خوند :
، اون سبکی ،گريه های نيمه شب،نماز شبا، خنده ها ،شوخيا ،مسخره بازيا
،تو صف ايستادن ها ، شلوغی دستشويی ،کمبود جای خواب
، قيافه معصوم بچه ها، آرامش اونا ،صدای حاج مهدی، نماز جماعتا ، حال خوش عبادت، خوف ورجای آقا سيدو حاج مهدی، آل يس ،مناجات کوفه(سيدی سيدی)
،ابوحمزه ، قرآن خوندنا، دعای آخر، نماز آخر ،تموم شدن اعتکاف
، از مسجد بيرون اومدن، حال فرشته داشتن ،خونه اومدن ،تعريف کردن ،خنديدن ، اخرش هم موقع خواب هق هق گريه و...............


.چرا چرا؟
شدم که لياقت مهمونی خدا
رو ندارم . خوش به حال اون خوبايی که راهشون ميدن
.قدر بدونيدو خواهشا من رو هم دعا کنيد.


