دیار یار

به نام خودش

سلام

آخرش من اگر معتاد شدم نگید چرا؟ آخ دریغ از یه کمی اهمیت .یه سال چشم می بری میاری که این روز بیاد .وقتی که میاد اصلا انگار نه انگار .آقا ما هم دل داریم.هی میگن مقایسه کار خوبی نیست .نمی دونی مردم برا بچه هاشون چی کار میکنن.بعد هی این برو اون بر میگن مقایست باید نزولی باشه نه صعودی.اصلا هیشششکی نمو دوست نداره.هر چی که تو به فکر دگرون باشی نه فایده نداره. هیچ کس تو رو به حسابم نمی یاره (ریز میبینمتون ).خلاصه که ما از دیشب تا حالا چشممون به این دهن ها خشک شد که یکی این کلمه از دهنش بیرون بیاد که نیومد .بازم ایول به مرام یکی ازبرو  بچ حداقل یه  smsزد .مهم نیست ولی بعد که آدم عقده ای شد می گن چرا؟ اصلا این روزا محبت سیخی چند؟  عشق وعلاقه کیلو چن؟بنداز دور این حرفا رو قدیمی شدن.کسی که کاری نمی کنه بازم مجبورم خودم دست بکار شم . عیب نداره  اگه خودم به خودم بگم:

تولدت مبارک

 

نوشته شده در جمعه ٢٩ مهر ۱۳۸٤ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

به نام خودش

سلام

 

ديدم همه جا بر در وديوار حريمت                                    جايی ننوشته است گنهکار نيايد   

 

اصلاً نمیدونم چطور شد بازم طلبیدنم .خیلی نا امید بودم گفتم شهریور هم تموم شد و6ماه از زیارت آقا گذشت ومن مشهد نرفتم .همش میگفتم با کانون میرم و وقتی نشد دیگه باور هم نمی کردم بشه برم.اما اون آقای مهربون اگه بخوات  خوب می تونه جورش کنه.الهی قربونش برم مثل همیشه حسابی مهمون نوازی کرد .آخرِ خوش گذشتن بود .توی حرم که اگه آدم 24 ساعت هم باشه خسته نمیشه .جاهای دیگه وهمسفری ها هم خیلی خوب بودن.سفر با دانشگاه رو هم تجربه کردیم .هم زیارتی بودهم  سیاحتی. فقط خدا کنه تغییر وتحول حاصل بشه  واونایی رو که باید گرفته باشیم.

نوشته شده در شنبه ٩ مهر ۱۳۸٤ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |