دیار یار
نفیسه حامله است .میگوید پسر است.علی میخواهد اسمش را مهدی بچه رضا هم بدنیا آمد.شبیه فاطمه شده .اسمش را گذاشتند لئیا حانیه دارد دندان در می آورد . . . . فاطمه 20 سال دارد.مجرد است .این را شنیده است : مردی از امام صادق (ع) پرسید برای تربیت فرزندم از کی باید اقدام کنم؟امام فرمودند از 20سال قبل از تولد او. نگران است نمی دونم چرا این جوری شدم؟ دلم خیلی تنگه خیلی.از خودم از گناهام خسته شدم.می خوام برم .کاش میشد تواین ایام باشه .دیشب خواب خدا بیامرز .... تو هفته حالم خراب بود.دیگه چه برسه به امروز که جمعه است: شاید این جمعه بیاید شاید...
بگذارد.
.
.امیر میگوید تب دارد .مریم میگوید شب ها نمی خوابد.
.بچه اش
.تربیتش.
این چه وضعیه ؟چه اخلاقیه؟
همش دلم گرفته
.دیگه گریه هم آرومم نمیکنه
.یه بغضی گلوم رو فشار میده
.حوصله هیچ کسی رو ندارم حتی خودم.دیگه حتی حوصله حرف زدن هم ندارم.همه چی آزارم میده
.همش منتظر یه اتفاقم.شاید افسردگی گرفتم شاید هم مراحل اولیه جنونه
.مهم نیست.
رو دیدم . 

