دیار یار
میگفت اینقدر پسره خوشکل آرایش کرده بود که آرزو داشتم ازش عکس میگرفتم می گفت فردا روز میلاد بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه همین... مطلب مرتبط:مقر شماره 4 ؛ حجاب صدفی برای مروارید
.میگفت این دخترا صبح ها کی از خواب بلند میشن که ساعت8با این قیافه سر کلاس نشستن
.میگفت مُردم تا امتحان تموم شد از بس که پیرهن پسره جلوییم کوتاه بود که....
.میگفت دلم واسه این پسرا میسوزه ما که دختریم وقتی می بینیمشون ...
.میگفت نمیدونم چه طوری این موها رو تو هوا یه وجب بالای سرشون نگه میدارن خراب هم نمیشه(الهی برین سر بازی
).میگفت اون وقتها سرمون زیر می انداختیم مشکلمون حل میشد ولی حالا...
.میگفت دختر چادریه اصلا با دخترا جور نیست همش تو اکیپ پسراست.میگفت مدیر گروه بچه های تئاتر روز اول بهشون گفته حق ندارید همدیگر رو با فامیل صدا کنید .یعنی چی؟فقط اسم کوچیک
.میگفت تو راهرو وسط دانشگاه غش کرده بود تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که بشینم وچادرم رو بندازم روش
.میگفت آقای فلانی مشکی پوشیده ابروهاش هم پر شده ریش گذاشته فکر کنم عزا داره
.میگفت نامزدم بهم اجازه نمیده آرایش کنم از بچه ها شنیدم که پشت سرم گفتن دیگه به خودش نمیرسه اینا همش واسه این بود که شوهر گیرش بیاد .منم دوباره میخوام آرایش کنم
.میگفت من به خدا هم گفتم مکه میرم ولی وقتی برگشتم بازم نمیتونم حجاب داشته باشم(و همین طور هم شد)
.میگفت ظهر بود تاکسی نبود یکی اومد. یکی جلو جا داشت منم رفتم پیش پسره نشستم
.میگفت تو سرویس دانشگاه دو تا دختره جمع نشستن به پسره که ایستاده بود تعارف کردن که پیششون بشینه
. میگفت از غیرت شوهرش تعجب میکنم من که وقتی میبینمش خجالت میکشم. میگفت پسره انگار نه انگار زن داره همه دخترا از دستش عاجزن
.
روز زن و روز مادر
هست.
