دیار یار

یکشنبه  صبح رفتیم دانشگاه .عصر همایش قر آنی عین شین قاف بود. باید دکور می زدیم .کارهای پشت صحنه رو روزهای قبل بچه ها انجام داده بودن .تا عصر که برنامه شروع شد در گیر بودیم. دکور خوبی بود(آخ اگه این همه دانشگاه آزاد از ما پول نمی گرفت من یه گوشیی داشتم الان عکساش رو نشونتون میدادم .افطاری هم بود ولی ... بچه ها گفتن دعوت شدیم از طرف رئیس دانشگاه  بریم باغ .از دانشگاه رفتیم باغ وجاتون خالی عجب خوش گذشت. ساعت ده ونیم شب اومدیم خونه با اعصاب خرده شیشه.حالا چشمتون روز بد نبینه که فردا صبح از 8 صبح تا7 شب کلاس داشتیم.استاد  ما هم که این ترم ما رو غافلگیر کردن وهر جلسه حدود 50صفحه از کتاب رو واسه ایشون باید خلاصه نویسی کنیم. ما هم از شانس دو تا درس 3 واحدی پشت سر هم با ایشون بر داشتیم..حالا بشین تا صبح خلاصه کندوشنبه هم از صبح تا شب از اساتید گرامی بهره میبردیم وفرصت های خالی هم مشغول دکورهمایش4شنبه .8 ونیم شب رسیدم خونه با کلی مقوا که باید میشدن کارت .باز دوباره شانس بیاری 8 صبح کلاس داشته باشی و به همین ترتیب سه شنبه هم تا نصف شب دانشگاه بودیم .اینقدر کار ها مونده بود که آرزو داشتیم همون جا میموندیم.با کلی از کارهای ناتموم اومدیم خونه که تمومشون کنیم .امروز هم که دیگه نگو  و نپرس.فقط بگم که بچه ها اومده بودن نشسته بودن وما هنوز درگیر دکور بودیم.بعد برنامه هم تو چمن ها نشستیم و یه افطاری خوش مزه جاتون خالی خوردیم.دست همه بچه ها درد نکنه(.نقد همایش ها یا به قول یه بنده خدایی آسیب شناسی)بمونه واسه بعد. در کل خواستم بگم ما وبلاگمون رو به روز نمیکنیم فکر نکنید  میخوریم و میخوابیم   یا  یادمون رفته  یا خیلی عبادت میکنیم .نه. از این خبرا نیس خیالتون راحت باشه


 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |