دیار یار
مدتی است در صدا و سیما بخصوص اخبار ساعت14 گزارشاتی از بانوان کارآفرین! پخش می شود و بطور ضمنی آنان را مورد تحسین و تقدیر قرار می دهند . تأثیری که این گزارشات بر روی من مخاطب مؤنث دارد جز این است که: ای کاش من هم می توانستم کاری کنم که هم به اقتصاد خانواده کمک کنم هم برای خودم کسی باشم؟ مگر من از آن زن جوشکار یا راننده اتوبوس یا پرورش دهنده اردک چه کم دارم؟ سؤالی که در اینجا مطرح است این است که آیا به راستی وظیفه یک زن کارآفرینی است ؟! اصلاً از نظر جامعه کنونی ما ملاک ارزش و برتری یک زن چیست؟ زن موفق چه کسی است؟ زنی که از تحصیلات بیشتری برخوردار باشد ؟ زنی که دارای مقام ومرتبه شغلی بالاتری باشد و از نظر مالی هم دستش در جیب خودش باشد وهیچ نیازی به درآمد همسر ش نداشته باشد، زن موفقی است؟ موفق ترین! زنان امروز جامعه ما زنانی هستند که بیشتر وقتشان را در بیرون خانه بگذرانند و بیشتر غذای حاضری بخورند و بچه هایشان از طفولیت به مهد کودک بروند!! زنانی که فرقی با مردها ندارند و پا به پای آنان در عرصه اجتماع حضور دارند! اینان همان الگوهای دختران جامعه مان هستند. همیشه افراط ها و تفریط ها کار دست جامعه ها می دهند. زمانی بود که زن آنقدر مورد ظلم وستم قرار می گرفت و آنقدر زیر دست و تو سری خور و جنس دوم بود ، که حتی برای عدم انجام کارهای خانه هم مورد عتاب قرار می گرفت. زمانی که تربیت فرزندان هم فقط جزء وظایف او بود! وامروزه که حامیان آسمانی این موجود!! کاری اساسی! کردند و احساس خود کم بینی را در زنان بوجود آوردند تا تمام تلاششان را صرف تشبّه شان به مردان کنند. آنقدر ملاک برتری زن را در جامعه تغییر داده اند که باورمان شده شوهرداری و تربیت فرزند یک کارهای بیهوده و بی فایده ای است و انواع و اقسام ظلم ها به زن شده است که مجبور نیست بار اقتصادی خانواده را بر دوش بکشد! یا کارهای سخت و طاقت فرسا انجام دهد! آیا براستی برترین زنان متشبّه ترین آنان به مردان اند؟ آیا این یک توهین به زن نیست که هرچه مردانه تر با ارزشتر؟ از صدا وسیما که توقعی نیست! اما آیا از یک زن که تحصیلات خاصی ندارد یا خانه دار است اما فرزندانی تربیت کرده با معنویت و انسانیت بالا ،حتی در مشاغل پایین جامعه، هم تقدیر می شود؟ اگرروزی هم این زنان به عنوان الگو یاد شوند ، علت نمونه شدنشان تحصیلات عالیه فرزندانشان است و اینکه چند دکتر تربیت کرده و وارد جامعه کرده اند. حالا مهم نیست انسانیت این دکتر چقدر است یا معنویتش یا ... ! آیا تنها دلیل درس خواندن استفاده از آن برای شغل آینده است؟ آیا نمی شود به تحصیلات این گونه نگریست که بهتر بتوانیم برای فرزندانمان مادری کنیم؟ کودکی که در سنین اوج نیاز به مادر به دلیل شغل مادر یا علاقه مندی های او (اعم از علمی، هنری، ورزشی و...) دربهترین حالت مجبور است طعم مادربزرگ ها را به جای مادر بچشد یا مربیان مهدکودک را مادر دوم خود تلقی کند، آیا این کودک از لحاظ عاطفی کمبودی نخواهد داشت !؟؟ آیا چنین کودکی عقده مادر پیدا نمی کند؟ شاید فراموش کردیم "جهاد زن ،خوب شوهر داری است". زن در خانواده کانون عاطفه است.خستگی روحی و جسمی این کانون چه ضربه ای به بنیان خانواده می زند؟ علت روند روز افزون طلاقها در جامعه چیست؟ قصدم بیان مخالفت با کار کردن زن و داشتن مرتبه و شغل اجتماعی نیست. هدفم مخالفت با تحصیلات عالیه زن نیست. امروزه محاسن داشتن یک درآمد، حتی ناچیز، برای زن، که به اقتصاد خانواده کمک کند، چیزی نیست که کسی منکر آن شود. اما آنچه اهمیت دارد این است که اولویت با این ها نباشد و ارزش تلقی نشود. از قدیم هم گفته اند صلاح مملکت خویش خسروان دادند. نکاتی هم که بیان شد موردی است. ممکن است زنی به خوبی ازعهده انجام وظایف بیرون و درون خانه بر آید وشوهرش هم بسیار راضی باشد و یا مردی کارکردن زن را موجب تقویت وشادابی روحی او ببیند، هرچند از لحاظ مالی هم نیازی به درآمد او نباشد.و یا زنی که به لحاظ اقتصادی مجبور است کار کند تا امورات روزمره زندگیشان بگذرد. فقط متوجه تغییر ارزش ها باشیم و باور کنیم آنچه باید در رأس اولویت ها باشد، خانواده است...
1-بعضی آتش ها به این راحتی ها خاموش نمی شوند ، به خیالت خاموششان کردی اما این خاکسترهایند که فریبت می دهند ،هراز گاهی که شعله ور می شوند ، می بینی ای دل غافل ! ! خودت را که دیگر نمی توانی گول بزنی
2-زن کلید را در در چرخاند.در قژی کرد وباز شد.کیف وچادرش را به جالباسی آویزان کرد وگل رز را روی میز گذاششت . وارد آشپزخانه شد،گلدان را آب کرد ،آورد روی میز. گل رز را در آن گذاشت. لبخندی زد. خانه را مرتب کرد. شام درست کرد. خسته بود. نشست روی مبل، نگاهی به عقربه های ساعت انداخت وگفت :"امشب هم نیامدی!". بلند شد وچند لقمه ای غذا خورد وپشت میزش نشست. قلم بدست گرفت ونوشت: با امشب دقیقا ده سال ودو ماه وسه روز وهیجده ساعت از رفتنت می گذرد، دلم باز بهانه ات را می گیرد 3-خیلی وقت ها ، از خیلی ها ،دلم خیلی می گیرد 4-یکی ازطرق تربیت نفس و قلقلک دادن آن
...
...
...
،قطع موبایل است به شرط آنکه به ایرانسل روی نیاوری...
