دیار یار

 

 

1- پنج سالم بود.مهد کودک می رفتم. پسر داداشم ،احسان، سه سالش بود.اون هم توی همون مهدکودک ، توی یه کلاس دیگه بود. یه روز یه پسری باهاش دعوا کرده بود، رفتم تو کلاسشون. کلی شاخ و شونه براش کشیدم .گفتم :های !حواست باشه ها  ! من عمه شم ! فکرنکن بزرگتر نداره ها !!

نمی دونم متأسفانه یا خوشبختانه

 از کودکی همیشه بزرگ بودم!!



2- نمی دانم این قوم فریب خورده را باید خندید یا جهالتشان را گریست یا عداوتشان را غضب کرد!

چه کنیم که جمعیت کفر از پریشانی ماست...

3- اسفند که می شود انگار می طلبد . اتفاقی است یا حکمتی در کار است ، من نمی دانم!!

دارد 4ساله می شود...


4- به دلم نشست ، به دلم نیست ، دلم خواست ، دلم نمی یاد ، دلم پوسید ، دلم ریخت ، دلم درد گرفت ، دلم تنگ شده ، دلم از دستم رفت ، دلم گرفته ، دلم گیره ، دلم رفته ، دلم مرده ، دلم شکسته...

لامصب این دل چیه  که این همه اتفاق براش می افته؟!

 دلم تنگ شده ...خیلی بیشتر از خیلی!!



5- انشالله دیار یار دعاگوی دوستان هستم...

صل الله علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |

اندیشه سیاسی شیعه از دیدگاه فوکویاما

 فرانسیس فوکویاما نئومحافظه کار، پژوهشگر و تاریخ نگار ژاپنی الاصل و تبعه ی آمریکاست. وی با شخصیتی نیمه سیاسی- نیمه فلسفی دارای سابقه ی کار در اداره امنیت آمریکا و نیز تحلیلگر نظامی در شرکت "RAND" از شرکتهای وابسته به پنتاگون می باشد. وی در سال 1989 با نگارش مقاله "پایان تاریخ و واپسین انسان[1]"که در سال 1991 با تفصیل بیشتر و به همین نام، به صورت کتاب چاپ گردید، به شهرت جهانی رسید..در این نوشته، فوکویاما به دفاع تاریخی از ارزشهای  سیاسی غربی برخاست و استدلال کرد که رویدادهای اواخر قرن بیستم نشان می دهد که اجماعی جهانی به نفع دموکراسی لیبرال بوجود آمده است.


فوکویاما در کنفرانسی که در اورشلیم برگزار شد به ترسیم اندیشه سیاسی شیعه پرداخت. او در این کنفرانس که بازشناسی هویت شیعه نام داشت می گوید " شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای است که دو بال دارد. یک بال سبز و یک بال سرخ" . این مطالب را وی در اوج پیروزی های ما در سال 1365 می گوید و ادامه می دهد: "بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی اوست. چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد. امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. نمی توان کسی را تسخیر کنی که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد".


براساس نظریه فوکویاما بال سبز شیعه همان فلسفه انتظار و عدالت خواهی است. او می گوید: "بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده است. شیعه با این دو بال افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و ... به آن نمی رسد. آن نقطه که خیلی اهمیت دارد بعد سوم شیعه است که می گوید:" این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد که آنهارا شکست ناپذیر نموده است". در بین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت، فقهی است. یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد. این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است.

 فوکویاما معتقد است: "ولایت پذیری شیعه که براساس صلاحیت هم شکل میگیرد، او را تهدید ناپذیر کرده است." در توضیح فناناپذیری شیعه می گوید: "شیعه با شهادت دو چندان می شود. شیعه عنصری است که هرچه او را از بین ببرند بیشتر می شود." و جنگ ایران و عراق را مثال می زند.سال 1364 می گوید: "این ها فاو را تسخیر کرده اند، میروند کربلا را هم بگیرند، این جا (قدس) را هم قطعا می گیرند." پیشنهاد می کند که با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقف کنید.


وی پس از پایان جنگ یک مهندسی معکوس برای شیعه و یک مهندسی صحیح برای خودشان نوشت. مهندسی معکوس برای شیعیان ایران این است که ابتدا ولایت فقیه را بزنیم. تا این را نزنید نمیتوانید به ساحت قدسی کربلا و مهدی تجاوز کنید. وی نظریه ای با عنوان میکروپولتیک میل ها و میکروفیزیک قدرت" ارائه می دهد و می گوید برای پیروزی بر یک کشور باید "میل مردم" را تغییر دهیم. اگر میل مردم از شهادت طلبی، ایثار، جوانمردی و دهها عاملی که به عنوان فرهنگ شکل گرفته است به رفاه طلبی، غربزدگی و ... تغییر نیابد مانند این است که آب در هاون می کوبید. این میل ها هم تغییر نمیکند مگر اینکه ارکان یک قدرت از آن حمایت کند.


وی راه برخورد با این جریان را تضعیف ولایت فقیه می داند. او می گوید درصورت تضعیف ولایت فقیه، رفاه طلبی جای شهادت طلبی را میگیرد و پس از آن اندیشه عدالت خواهی و انتظار نیز از جامعه رخت بر میبندد.فرایند ‹‹فروپاشی ایدئولوژیک›› در پروژه ی ‹‹ناتوی فرهنگی›› یک اصل بنیادین دارد که در هر دوره تاریخی به شکلی ظهور می کند. او کلید این فروپاشی را ‹‹نابودی روحیه ی مقاومت›› در میان ایرانیان دانست و گفت که "برای پیروزی بر یک ملت باید میل و ذائقه ی مردم را تغییر داد." و کافیست "شهادت طلبی این ها را به رفاه طلبی تبدیل کنیم."

 

در ادامه میگوید:"شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولایت فقیه بتراشید." برای این کار  مکتب جدیدی بنام ‹‹اونجلیس›› عرضه کرد که قدمتش به 1989 بر میگردد. یعنی 6 ماه بعد از نظریه ی جدید آقای فوکویاما. آنها معتقدند عیسی ناصری خواهد آمد.هر چه درباره طول و عرض و ارتفاع امام زمان هست به عیسی ناصری نسبت داده اند! گفته اند زمانی که دنیا پر از ظلم و جور شود، عیسی ناصری خواهد آمد تا آن را پر از عدل و داد کند! .  فوکویاما به آن‌ها توصیه می‌کند در فیلم‌هایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان می‌‌گویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوکویاما، فیلم‌هایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفه‌های احساسی برنامه‌های شهید آوینی، با همان تیپ‌ها و همان دیالوگ‌ها که شهید آوینی‌ می‌گفت.فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جن‌گیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.او بعد شبکه ای درست کردند بنام T.B.N که کارش تحلیل محتوایی وقایعی است که در جامعه رخ میدهد. وقتی سونامی در این منطقه رخ داد پروفسور هالدینگ زی (شاگرد فوکویاما) بیش از بیست ساعت تفسیر کرد که این یکی از علائم عیسی مسیح است. هر واقعه ای رخ بدهد می گوید این هم یکی از نشانه هاست.

 

فوکویاما در آن کنفرانس اسرائیلی، ‹‹سینما›› را یکی از ابزارهای این تئوری نامید که می تواند به ‹‹نابودی مقاومت شیعی›› مدد رساند و از سینمای هالیوود خواست تا در تولیداتش به خلق فرهنگی، جایگزین برای ‹‹اسلام››بیندیشد. حتی بعدها در سال 2002 که ‹‹ریدلی اسکات›› فیلم ‹‹سقوط شاهین سیاه›› را برای پنتاگون ساخت، تحلیلگران گفتند که این فیلم براساس همان تئوری فوکویاما ساخته شده است .فوکویوما در نظریه اش می گوید : "برابر اسناد تاریخی سال 2007 را سال رویارویی غرب با شیعه می دانیم . باید با برنامه دقیق شیعه را جمع کنیم و خودمان گسترش بیابیم . "(یعنی تقریبا همان سالی که جنگ سی وسه روزه لبنان رخ داد.)


در نبرد آرماگدون دو عنصر مقابل هم قرار می گیرند : جیززکرایس ( الگوی مقدس) و آنتی کرایس (شیطان) . از نظر آنها آنتی کرایس همان ‹‹سفیانی ›› و جیزز کرایس همان ‹‹مهدی›› است . فوکویاما می گوید : "ما هلالی داریم به نام هلال شیعه که از سوریه و عراق و عربستان می گذرد و تیری در دست دارد که عقبه اش در قندهار است و به سمت قدس نشانه رفته است. در آرماگدون ما با این تیر مواجه هستیم. از قدس تا قندهار منطقه استراتژیک شیعه است. " می گوید:" آمریکا باید افغانستان را اشغال کند تا این تیر نتواند از این طرف شلیک شود ". فوکویاما در ادامه میگوید :"شما باید ولایت فقیه را بزنید. بعد اگر بپرسید چگونه می شود ولایت فقیه را زد؟ من میگویم در قانون اساسی". آنچه موجب قوام و بقای ولایت فقیه است شورای نگهبان است. اگر بتوانید این رکن را از قانون اساسی حذف کنید خود به خود ولایت فقیه هم در یک رفراندوم زده می شود! شما باید این ولایت فقیه  را از بین ببرید. شورای نگهبان هم جز با حمله به نظرات استصوابی از بین نمی رود.

او میگوید: اگر توانستید ولایت فقیه را بزنید بلافاصله پرنده شیعه افت می کند و سقف پروازش کاهش می یابد و تیرهای شما به راحتی به او می خورد ، آن وقت میکروپولتیک میل های شما، اثر می کند. فناناپذیری و تهدید ناپذیری هم به طریق اولی از بین میرود. چنین جامعه ای از درون فرو می ریزد بدون اینکه یک تیر شلیک کنید. می گوید: "اگر ولایت فقیه را زدید در گام بعدی، شهادت طلبی اینها را ، به رفاه طلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را زدید خود به خود اندیشه امام زمانی، از جامعه شیعه رخت بر می بندد. این لاابالی گری ها و اباحه گری ها در جامعه گسترش می یابد."

 


[1]" - The End of History And The Last  Man"

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |