دیار یار
١_هیچ وقت نمی فهمی چه دردی دارد ، تو نتوانی کاری کنی و یکی که کار از دستش می آید ، بنشیند نگاهت کند ٢_شمارش معکوس هم دیگر جواب نمی دهد ٣_ماه هاست به چند دلیل درست وحسابی به روز نمی کنی و یهو بی دلیل به روز!! می کنی. ۴_دلم که تنگ می شود
، انگار نه انگار!!! خیلی درد دارد . هیچ وقت نمی فهمی.
.
،تنها آرزویم این است که نجف
باشم، تصورش هم آرامم می کند. نوشته شده در دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ساعت
٥:۱٦ ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |
