دیار یار

امشب آقا توی صحنت دلمو دخیل می بندم



میام و دور ضریحت مثل پروانه می گردم



خیلی تنگه دلم آقا، گـــــــــره افتاده تو کارم



جزحریم امن و پاکت جایی رو سراغ ندارم



دل من مثـــــــل یه آهو به کمند تو اسیـــــره



تو به این آهو نظر کن ، که بدون تو میمیره



آقا تو حرم که هستم، انـــگاری توی بهشـــتم



دست رد نزن به سینه ام، من غریب و دل شکسته ام



من رو سیاه و خسته یه گدای دوره گــــــردم



تو غریب الغربایی، بذار من دورت بـــــگردم



ضامن دلای خستــــه، تو به هر دردی دوایی



توشه ی ملک خراسان، تو علی موسی الرضایی

"فرشته میرزایی"



 

6سال متوالی، سالم را با امام رضا(ع) تحویل کردم. سالم را که با آقا تحویل میکردم یه قوت قلب خاصی داشتم.حس میکردم ضمانت سالم را می کند و خیالم راحت می شد. دور از همه هیاهوها و رفت و آمدها و دیدوبازدید ها، روزی چندبار با امام رضا(ع) دیدوبازدید داشتیم. دیدهایش را ما می رفتیم و بازدیدش را امام رضا طول سال می آمد... .

آقا جان! امسال اگر بیشتر از هر سال به آغوش گرمت نیاز نداشته باشم، کمتر نیست. از حال دلم باخبری آقا. از همین راه دور چشم هایم را می بندم و در گوشه صحنت زل می زنم به گنبد و سالم را با خودت تحویل می کنم... .



 

در شیـــعه گی تمام ما تردید است

مولا ز گناه خــلق، در تبعـید است

نفریــــن به شعور نقشه جـــغرافی

بحرین عزا گرفته،ایران عید است

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

بسم الله القاصم الجبارین

 این روزها خبرهای رسمی  و غیر رسمی از سفر دیکتاتور اردن به دعوت مقامات دولتی به کشور منتشر شده  است .

سفر این شخص معلوم الحال که در روش و منش حکومتی  و خیانت به  اسلام رهرو پدر ملعونش می باشد ، آن هم  در شرایط کنونی که موج بیداری اسلامی سراسر جهان اسلام را به خیزش علیه مستبدان و ظالمان وا داشته است ، از طرف هر شخص آزاده ای محکوم و مردود می باشد . بی شک این اتفاق سبب سست شدن جبهه مردم های منطقه ، که انقلاب ایران را الگوی خود قرار داده اند خواهد شد .

گذر از ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک ، ما دانشجویان و مردم حزب الله شیراز به این اقدام از منظرگذر از خط امام خمینی (ره) و امام خامنه ای ( ارواحنا له الفدا ) نگریسته  و قطعا با هیچ شخص ، گروه و جریانی بر سر این دهن کجی بزرگ مسامحه نخواهیم کرد .

 

مردم  و دانشجویان انقلابی شیراز اجازه نخواهند داد که قدم های نجس این دیکتاتور خائن به اسلام و مسلمین ، خاک کشور عزیزمان ، که به خون شهدا متبرک است را لکه دار نماید ، که اگر این لکه به دامن انقلاب و کشور بیفتند ، مردم و دانشجویان شیراز کفن پوش به تهران خواهند آمد و این ننگ را با خون خودشان پاک خواهند کرد .

 

و سیعلموا الذین ظلموا ای  منقلب ینقلبون

 

دانشجویان و مردم انقلابی شیراز

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |


من نام کسی نخـــوانده ام الا تـو

با هیچ کســــــی نمانده ام الا تـو

عیـد آمد و من خانه تکانی کردم

از دل همه را تکــــانده ام الا تـو

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

 روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم. شغلم را، دوستانم را ، مذهبم را ، زندگی ام را ! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم.به خدا گفتم : آیا میتوانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد.

او گفت :آیا سرخس و بامبو را می بینی؟پاسخ دادم :بلی.

 فرمود : هنگامی که درخت بامبو و سرخس را آفریدم ، به خوبی از آنها مراقبت نمودم .به آنها نور و غذای کافی دادم.دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود.من از او قطع امید نکردم.

در دومین سال سرخسها بیشتر رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نکردم . در سال های سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند.اما من باز از آنها قطع امید نکردم .

در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما با گذشت ۶ ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید.

 5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند. ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می کردند .

خداوند در ادامه فرمود: آیا میدانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی . من در تمامی این مدت تو را رها نکردم همانگونه که بامبو ها را رها نکردم.

هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنند. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کش!

از او پرسیدم : من چقدر قد می کشم.در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می کند؟جواب دادم : هر چقدر که بتواند. گفت : تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی ، هر اندازه که بتوانی. به یاد داشته باش که من هرگز تو را رها نخواهم کرد...

***

و 5 سال گذشت...

اگر بامبوهم بودم تاکنون ریشه هایم به اندازه کافی قوی و مستحکم شده بودند و زمان قد کشیدنم فرا می رسید... بعضی دردها کشنده اند و خریدارش هم فقط خداست... و این 5سال را آن دنیا با خودش حساب خواهم کرد و بی شک عجب معامله ای خواهد شد که تنها خودش خبر دارد که چه بر من گذشت...

 اینک حالتی بین خوف و رجا...زمین وآسمان...

هرچند ایمان دارم هرگز مرا رها نخواهد کرد...

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |


برای بازدید ازنمایشگاه سفره هفت سین، سفره عقد و تشریفات مجالس به نمایشگاه بین المللی شیراز رفتیم. صدای موسیقی بسیار بلند، در یکی از سالن های این نمایشگاه هر بازدید کننده ای را جویای علت این صدا میکرد. ابتدا صدای آژیر مانندی بلند میشد و سپس با  موسیقی تندی ادامه پیدا می کرد. پس از ورود به آن سالن با غرفه هایی مواجه شدیم که فردی با کت و شلوار و کراوات تبلیغات خود را به ما می داد یا غرفه ای که یکباره، دود، غرفه و جلو آن را فرا می گرفت و با نورپردازی خاصی جلب توجه می کرد. منشأ این صداهی بلند موسیقی نیز، چیزی نبود جز غرفه گروههای DJ که فردی با تی شرتDJ پشت دستگاه قرار داشت! آنچه بیشتر از همه جالب توجه بود!  میزهای بار بود که بدون هیچ گونه ممانعتی چیده شده بودند!!

سؤالی که در آنجا برای ما و خیلی از بازدیدکنندگان بوجود آمد علل داشتن مجوز برای این گونه  فعالیت ها بطور علنی است.کدام نهاد به این افراد مجوز داده است و آیا نظارتی بر این خدمات صورت نمی گیرد؟ گذشته از نمایشگاه، چرا با ورود به بعضی از تشریفات مجالس در سطح شهر، آن ها  براحتی بتوانند یکی از خدماتشان که میز شامپان! است را به مشتری معرفی کنند؟! چنین خدماتی برگرفته از شرع مقدس اسلام است یا قوانین جمهوری اسلامی ایران؟ کدام نهاد(ها) در این باره مسئولند و باید پاسخگو باشند؟ و ...

آیا زمان آن نرسیده که از غفلت های چندین و چند ساله مان دست برداریم و هر نهادی  به آنچه که باید، عمل نماید ؟

نوشته شده در شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |


به گور خواهم برد

آرزوهایم را

و همه رؤیاهای شیرینم

و همه شان

با این قلب شکسته

خاک خواهند شد

و خواهند پوسید

وتکه های آرزوهایم را

جانوران خواهند خورد

و از وجودشان

شعله های آتش زبانه خواهد کشید

آتشی که سال ها

اعماق این وجود خسته را سوزانده است

و بی شک در آن گودال تیره و تار

به روال همه شب های عمر

گِل میکنم خاک های

خانه ام را

و آنجا های های می گِریم

اما

این بار، بدون دلهره

و یقین دارم

جانوران مهمانم نیز

با من و بر من خواهند گریست

و در آنجا شکوه خواهم کرد

از خدا به خدا

از خودم به خدا

و از دنیای دون به او

 و آنجا دیگر تاوان آنچه در آن نقشی نداشته ام را

پس نخواهم داد

و صورت برخاک

شکر خواهم گفت

پایان تمام سختی ها

 تمام نامردی ها

 تمام نافهمی ها

 تمام تاوان بی گناهی ها

و پایان زندگی ام را

و شاید

شاید  آنجا

خدا

با آن همه مهربانی اش

دلش برای دلم بسوزد

 .

.

.


 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |

" العدل اساس الاحکام "

 

ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت ا… آملی  لاریجانی

سلام علیکم

ای مردم، بزرگان عبرت بگیرید از موعظه­ای که خداوند به دوستان خود در قرآن میفرماید اگر شما خود را اولیای خدا میدانید، و اگر دیندارید و مخاطب قرآن هستید پس بی­تفاوت نمانید و احساس تکلیف کنید! آیا ندیده­اید که خداوند چند بار در قرآن به روحانیون مسیحی و یهودی به شدت حمله فرموده و آنها را توبیخ کرده است که چرا مردان خدا در جامعه و حکومت بی­عدالتی و فساد دیدند و سکوت کردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نکردند؟ و فریاد نکشیدند؟ و نیز فرمود:«نفرین بر کسانی از بنی اسرائیل که کافر شدند. آنها که امر به معروف و نهی از منکر نکردند، و چه بد عمل کردند.»

خداوند علمای مسیحی، یهودی و روحانیون و آگاهان ادیان قبل را نکوهش کرد زیرا ستمگرانی جلوی چشم آنها فساد میکردند و اینان میدیدند و سکوت میکردند و دم برنمی­آوردند. خداوند چنین کسانی را توبیخ کرده که چرا در برابر بی­عدالتی و تبعیض و فساد در حکومت و جامعه­ی اسلامی ساکت هستید و همه چیز را توجیه میکنید ؟ چرا سکوت کرده­اید؟

 

جناب رئیس !

متن فوق قسمتی از خطبه منی' حضرت ابا عبدالله (ع) ، درجمع علمای دین و خواص جامعه است که در حقیقت الگوی مبارزه همه جانبه با فساد را برای تمامی نسل های بشریت بیان کرده است. خطبه ای که خواص جامعه از بنده حقیر تا جنابعالی و بالاتر را ملزم به عدم سکوت در برابر ظلم و فساد و مبارزه با گردن کلفتان و زالو صفتان جامعه میکند.

آنچه انگیزه نوشتن این نامه به حضرتعالی شده است، علاوه بر احساس تکلیف شرعی، وضعیت نابسامان و فساد خیز استان فارس و بخصوص کلان شهر شیراز است. شهری که در آن مستضعفین و صاحبان اصلی انقلاب در چنگال از خدا بی خبران، تحت عنوان سرمایه گذار در حال له شدن می باشند.

 

چندین سال است طرح هایی تحت عنوان باغ شهری یا احیای زمین های غیر قابل کشت،  زیر نظر تعدای شرکت خاص در استان فارس در حال اجرا می باشد. این شرکت ها برای عملی کردن طرح اقدام به خرید  و یا در برخی موارد تصاحب مشکوک زمین های روستاییان و کشاورزان اطراف شهر با قیمت های بسیار پایین کرده  و پس از تفکیک به قیمت های بسیار زیاد به فروش آنها اقدام می کنند. متاسفانه عدم نظارت صحیح بر این طرح، سبب آن شد که امروزه شیراز و فارس به عنوان کانون زمین خواری و مفاسد اقتصادی کشور مطرح گردد. 

طبق نظر کارشناسان، این طرح علاوه بر مفاسد اقتصادی و مدیریتی، ضربات جبران ناپذیری بر محیط زیست و منابع طبیعی استان وارد کرده است. همین امر سبب آن شد که این اراضی از طرف مسئولین منابع طبیعی استان غیر قانونی اعلام شود، امّا به علت کم کاری دادگستری و دیگر نهاد های مسئول این روند انحرافی هنوز در حال اجرا می باشد.

بسیاری از مردم این شهر و استان که در این طرح ها اقدام به خرید زمین نموده اند، به شدت به مشکل قضایی برخورد کرده اند امّا به این علت که طرح های مذکور و افراد پشت پرده آن به گروه های سیاسی و اشخاص متنفذ استان منتسب هستند، پیگیری های این صاحبان انقلاب به جایی نرسیده و سال هاست با پرونده های قطور در میان دستگاه های اجرایی و قضایی د رحال رفت و آمد بی نتیجه هستند.

 

 آنچه در این باره  وضعیت را وخیم تر کرده است، تسامح و تساهل دادگستری استان فارس در این داستان است که متاسفانه هیچ اراده جدی ای برای برخورد با این پدیده شوم در استان و پیگیری حقوق ضایع شده مردم دیده نشده است. نمونه بارز این مورد نیز  تاخیر و تعلل دادگستری فارس، در رسیدگی به تخلفات برخی از اعضای شورای شهر است. مقوله ای که از آن بوی زد و بندهای سیاسی و جناح بازی های متداول به مشام می رسد.

 

 

( مردم ) به نام دین از شما حساب می برند و احترام می­گذارند و شما را بر خودشان ترجیح می دهند. در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید. و شفاعت شما را می پذیرند. شما به نام دین است که اعتبار و نفوذ کلمه دارید. در خیابان ها مثل شاهان راه میروید و با هیبت و کبکبه رفتار می کنید. (به راستی چگونه به این احترام و اعتبار اجتماعی رسیده­اید) فقط به این علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قیام کنید. اما شما در اغلب موارد از انجام وظیفه و احقاق حق الهی کوتاهی کرده­اید و حق رهبران الهی را کوچک شمرده اید. ( خطبه منی' )

جناب رئیس !

متاسفانه ساختار سیاسی این استان متاثر از نگاهی مبتنی بر سرمایه است به گونه ای که در این ماجرای تلخ چندین و چند ساله، مسئولین و بزرگان شهر به انحاء گوناگون و در سطوح مختلف به این مفاسد گرفتار شده اند. گروهی در انجام و ترویج این طرح ها دخالت مستقیم داشته اند و گروهی دیگر با علم بر مفاسد آن مهر سکوت بر لبشان زده اند و حاضر نشده اند در برابر این ظلم ها، علی رغم وظیفه و تکلیف شرعی قد علم کنند. و مطمئنا جرم ساکتین در پیشگاه خداوند متعال کمتر از عاملین نخواهد بود.

براستی علت اینکه شیراز به عنوان یکی از مراکز فتنه کشور در جریان قبل و بعد از انتخابات خودنمایی کرده است چیست؟ بی شک یکی از دلایل مهم این پدیده شوم چیزی جز مفاسد کلان مدیریتی در این شهر نیست. مفاسدی که باعث به وجود آمدن طبقه اجتماعی جدیدی در شهر، با جهت گیری سیاسی اعتقادی خاص شده است. در این شهر دو طیف، یکی با نقاب دینداری و انقلاب و دیگری با نقاب آزادی خواهی مدنی وابسته به غرب، که در ظاهر با هم مخالف امّا هدفی جز استحاله انقلاب ندارند، به برکت نگاه سرمایه سالارانه مسئولین آن،  اقدام به فعالیت می کنند.

فعالیت این شرکت ها ،  از یک سو و از طرف دیگر هجوم برج سازان مشکوک به ارتباط با فِرَق منحرف ماسونی و بهایی، قطعا شیراز و کشور را در آینده با بحرانی عظیم از نظر اقتصادی و عقیدتی تبدیل خواهد کرد.

جناب رئیس !

این امور و مفاسد مذکور،  گذشته از ضرر و زیان های ذکر شده، متاسفانه موجبات بدبینی مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی و مسئولین پاک آن را فراهم آوره است. چرا که آنان با چشم خود شاهد این حقیقت تلخ هستند که چه کسانی از بزرگان و آقا زادگان و یا مسئولین پشت این شرکت ها ایستاده و از آنان به هر نحوی حمایت می کنند.

مردم می بینند که روز به روز بر حجم شکایاتشان که اهم آن را تخریب و تصرف اراضی ملّی، تغییر کاربری غیرقانونی اراضی منابع طبیعی به مسکونی، غصب و تصرف غیر قانونی زمین، سند سازی و ... تشکیل می دهد  افزوده می شود و از سوی دیگر نیز شاهد هستند این شرکت ها و مالکانشان علی رغم متهم بودنشان به فساد، بدون هیچ مانعی در شهر مشغول ادامه و گسترش فعالیت های خود هستند.

بنا بر واقعیت های غیر قابل انکار فوق، خواسته جنبش دانشجویی عدالتخواه شیراز از شما به عنوان رئیس قوه قضائیه این است که در یک اقدام عاجلانه و فوری، شعبه ویژه مبارزه با مفاسد اقتصادی متشکل از نیروهای غیر بومی در این شهر تشکیل گردد تا بیش از این عفونت این جراحت کثیف شایع نشود. قطعا در صورت عدم تحقق این مطالبه به حق، جنبش دانشجویی اقدام به روشنگری در این زمینه خواهد کرد تا بیش از این، انقلاب و آرمان های بلندش قربانی مشتی آقازاده و گردن کلفت از خدابی خبر نشود.

ما از شما بعنوان فردی که رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای ( ارواحنا له الفداه ) ایشان را به برخوردار از روحیه‌ و توان نوآوری و ابتکار، موصوف نموده و چشمداشتِ سلامتِ ارکان و اتقانِ احکام و سرعت و سهولت در اجرای عدالت را، انتظار بحق شان از شما اعلام کرده اند، توقع داریم همانطور که تا کنون شعاری جز مبارزه با دانه درشت ها نداده اید، با این مقوله درد آور در استان فارس به طور ویژه رسیدگی به عمل آورید.

شما می­بایست این ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکردید، و مصیبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دین و اصحاب پیامبر بودید و چشم مردم به شما بود و شما را نماینده­ی اسلام میدانستند. مجرای حکومت و مدیریت و رهبری جامعه باید به دست علمای الهی باشد که امین بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کردید که این مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند ... گروههایی از مردم برده­ی اینان شده­اند و مثل برده­های مقهور و شکست خورده، زیر دست و پای آنان له میشوند. عده­ای نان شبشان را نمی­توانند تهیه کنند. در هر شهری عده­ای را گماشته­اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگویند. اینان عده­ای ستمگر و صاحبان قدرت­اند که علیه ضعفا و محرومین بسیار خشن عمل می­کنند و به روش غیر اسلامی حکومت می­کنند و متاسفانه بی چون و چرا هم اطاعت می­شوند  . ( خطبه منی' )

سایه امام خامنه ای ( روحی له الفدا ) مستدام

 

 

با آرزوی توفیق خدمتگذاری برای شما

سلمان کدیور

دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

نشریه دانشجویی مستضعفین

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |



بعضی تاریخ ها جهانی اند؛ برای یک دنیا ارزشمند هستند. چه یاد آور شادی ها باشن و چه غم ها. مثل اعیاد یا شهادت ها برای ما مسلمان ها، یا 22بهمن،11سپتامبرو... . بعضی تاریخ ها برای عده ای محدود بیاد موندنی اند که این عده میشه افراد یک کشور باشن یا یک شهر یا در یک محدوده کوچک، یک خانواده ؛ مثل تولدها، سالگرد ازدواج ها و یا خدای نکرده وفات ها. بعضی تاریخ ها هم فقط برای دو نفر اهمیت دارد...

اما ارزش بعضی تاریخ ها را فقط یک نفر می داند. حتی اگر دیگران هم آگاه بشوند، باز هم ، تنها برای یک نفر اهمیت دارد و تلخی و شیرینی اش را تنها یک دل احساس می کند. همه ما یک تقویم دل داریم که خوشی ها و نا خوشی هامون ناخودآگاه در اون ثبت میشه. فقط شاید بعضی ها بی توجه به اونا باشن و با یک تلنگر به یادشون بیافتن، ولی بعضی ها  اونقدر براشون این تاریخ ها دارای اهمیت میشن که هرگز فراموششون نمی کنن. تو تقویم دل، بعضی روزها یه حس خاصی با خودشون به همراه دارن که حتی شاید نتونی بگی تلخه یا شیرین. دل ها حتی یه تقویم مکانی هم  دارن...خلاصه که بجز تو تقویم دلت هیچ جای دیگری ننوشته : "  ...سال پیش در چنین روزی... "

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |