دیار یار
چند سالی است استفاده از پوشش چادر ، در طرح ها و مدل های مختلف ، بین بانوان ما رواج یافته است. براستی هدف از این همه تنوع در این پوشش چیست؟ اگر نخواهیم بگوییم این همه تنوع حساب شده است و اهداف پشت پرده ای دارد و شاید خبر از مقاصد سویی بدهد ؛ اما با یک دید خوشبینانه باید گفت اگر هدف از تنوع چادر ، تشویق خانم های غیر چادری به این نوع پوشش بوده که متأسفانه به این هدف نرسیده ایم ، اما اگر هدف از آن ، ادامه استفاده خانم های چادری از پوشش چادر بوده ، به نظر می رسد تاحدی موفق بوده اند. آنچه چند ماهی است علاوه بر مدل چادر، به برکت صدا و سیما مد نظر قرار گرفته، رنگ چادر است. متأسفانه هنوز صدا و سیمای ما به این باور نرسیده است که دارد فرهنگ سازی می کند و یک برنامه به همراه نظرات کارشناسی! یک فرد، می تواند چه آثار مثبت یا منفی به دنبال داشته باشد.مثلا وًقتی خانم فتنهدر شبکه 2 سیما ، نظرات کارشناسی!! می دهد و از اینکه رنگ تیره و مرده مشکی ، پس از انقلاب به عنوان فرهنگ در چادر، مقنعه، مانتو و روسری زنان ایرانی وارد شد ، اظهار تأسف می کند و می گوید :"متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی، و رنگ های تیره و مرده ارزش شد. این ارزشها خوب نبود. از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی، و روانشناسی، عمل مثبتی نیست." یا اینکه یکی دیگر از فرهنگ سازان می گوید :"دیروز من در برنامه چادر رنگی به سر داشتم که خیلی از دوستان عزیزمان خیلی این اتفاق را دوست نداشتند و به این موضوع واکنش نشان دادند.من امروز چادر سرمه ای پوشیدم، دیروز قهوه ای و روزهای قبل چادر سبز رنگ و سورمه ای هم پوشیده بودم.تیم فکری برنامه ما بنابر تحقیقاتی که انجام داده است به این نتیجه رسیده که پوشیدن چادر رنگی شرعاً و عرفاً هیچ اشکالی ندارد و حتی باعث ایجاد نشاط در جامعه می شود و به کسانی که دوست دارند چادر بپوشند و زیبا هم باشند، می تواند کمک نماید. پوشیدن چادر رنگی در برنامه غیرمنتظره از طرف ما به دلیل پایبندی و علاقه به موضوع حجاب و عفاف است." خوشبختانه! این فرهنگ سازی ها جواب داده ! و اولین مورد چادر رنگی آن روز در دانشگاه خودنمایی می کرد . عده ای بدلیل اینکه چادر رنگی هنوز عرف نشده است ، آن را مذموم می دانند و لباس شهرت ؛ یا عده ای از عواقب سوء آن می هراسند. اما آنچه نباید از آن غافل شد دلیل تأکید بر استفاده از چادر با رنگ مشکی است. هیچ کس نمی تواند منکر تأثیر رنگ ها در زندگی ما باشد . امروزه ثابت شده است رنگها براحتی روی سیستم عصبی، قدرت بینایی، سیستم گوارش، حالاتروحی روانی افراد و اخلاق فردی آنها تاثیر میگذارند.رنگ ها اثر زیادی روی احساسات ما در ۹۰ ثانیه اول دیدن می گذارند ، هر رنگ یک پیام مخصوص به چشم بیننده می فرستد و اثر خود را کاملاً در رفتار ما نشان می دهد.انتخاب رنگ در لباس، در ارتباطات میان افراد اهمیت ویژهای دارد، چرا که لباس افراد اگر چه شأن و شخصیت افراد را شکل نمیدهد، اما اغلب پایهای برای قضاوت اولیه در مورد افراد است و تاثیر شگرفی بر قضاوتهای دیگران نسبت به آنها میگذارد. استفاده از رنگهای شفاف و روشن باعث افزایش روحیه و ایجاد حالت شادابی میشود. همچنین رنگهای گرم، محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید میکنند. این دسته از رنگها بوضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه میگردند.رنگهای سیاه، قهوهای، خاکستری، بنفش و آبیهای تیره میتوانند در ایجاد یک صورت و شخصیت کاملا رسمی با قدرت اراده بالا موثر باشند و سن افراد را بیش از آنچه هست، نشان میدهدبه عنوان مثال لباس افراد پلیس و نظامی معمولابه رنگ آبی یا سبز تیـره انتخاب میشود چون این رنگها نشانه قدرت و ابهت میباشند. در دین اسلام حدیثی نداریم که بگوید پوشش حجاب چه رنگی باشد، اما در روایات اسلامى در غالب موارد استفاده از پوشش هاى سیاه نهى شده است.استفاده از پوشش سیاه در هنگام خواندن نماز مکروه است و در حال احرام نهی شده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: سیاه مکروه است ، مگر در سه چیز در کفش و عمامه و عبا *. در قرآن نیز چهرههای زشت و کریه و جهنمی به رنگ سیاه توصیف شده است** . فقهای امامیه به استناد برخی روایت هااستفاده از پوشش سیاه را در عزای سیدالشداء(ع) و سایر ائمه (ع) و حتی مؤمنان جایز دانسته و آن را از موارد حرمت یا کراهت پوشش سیاه استثناء کرده اند*** . به همین دلیل رنگ مشکی در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. حال دلیل تأکید بر استفاده از چادر مشکی چیست؟ در ریشهیابی لغات رنگ سیاه در عربی به نام اسود است و به معنی آقایی، برتری و سیادت است. رنگ مشکی، رنگ تشخص و هیبت است و در میان رنگ ها ابهت بیشتری دارد. خانه کعبه با آن پرده مشکی و تیرهای که دارد ، پر از شکوه و ابهت و جذبه است؛مشکی فاصله و حریم ایجاد می کند و با عظمت است.برای مثال اتومبیل های حفاظتی و سیاسی غالباً مشکی است یا از نظر روانشناسی اتومبیل مشکی نشانه تمایل به گمنامی است. از طرف دیگر مشکی نشانه قاطعیت، الزام و رسمیت میباشد. در روانشناسی رنگها میخوانیم رنگ مشکی ، نمایانگر مرز مطلق است؛ لذا کسی که رنگ مشکی میپوشد ، میخواهد نشان دهد که مرزی را ایجاد کرده است . اما این که این مرز برای چیست، در موقعیتهای مختلف ممکن است متفاوت باشد . گاه لباس مشکی را در ماتم و عزا میپوشند، برای آن که نشان دهند بین آنها و عزیزشان فاصله افتاده و مرز زندگی آنها را از هم جداکرده است و یا برای آن که نشان دهند که در حریم خانه و خانوادهی آنها حادثهای رخ داده است که انجام برخی از کارهای معمولی که سایر خانوادهها انجام میدهند، برای آنان میسر نیست. اما گاهی هم مشکی میپوشند، نه برای عزا و ماتم بلکه برای مشخص کردن مرزها و حریمهای اجتماعی و حجاب یک خانم مسلمان با چادر مشکی از این دسته است . لذا باچادر مشکی به لحاظ روانی فاصله بیشتری ایجاد می شود. یک خانم مسلمان با چادر مشکی خود، بین خود و مردان نامحرم مرزی عاقلانه ایجاد میکند؛ وقتی که خانمی چادر مشکی به سر میکند و با وقار و متانت تمام قدم به عرصهی اجتماع میگذارد، با این نحوهی پوشش میخواهد نشان دهد که هرکسی حق ندارد به این حریم پاک ، مقدس و خصوصی وارد شود . این حریم ، حریم حرمت ، حیا و احترام است،. لذا چادر مشکی به منزلهی حرمت و احترام است . مرز ادب ، کرامت ، حیا و عفت است . مرز آداب است و نشان میدهد که در این محدوده باید حریم را نگه داشت و به صاحب حرم با دیده ی احترام و ادب نگریست . * اصول کافی، ج ۶، ص ۴۴۹؛ وافی، ج ۵، ص ۳۹۱ و ۳۹۲ ** سورهی مبارکه نحل آیهی۵٨ ، سورهی مبارکه آلعمران آیهی١٠۶، سورهی مبارکه زمر آیهی۶٠ *** مرآهٔ الکمال، ج ۱، ص ۸۵؛ الحدائق الناضرهٔ، ج ۷، ص١١٨ این هم استفتاء از مراجع در این رابطه دیروز همایش... * با سخنرانی...در تالار فجر دانشگاه شیراز،علی رغم مخالفت های ریاست دانشگاه با موضوع همایش ، برگزار شد؛ با وجود پخش تراکت و انجام تبلیغات ، به برگزار کنندگان و سخنران ، تذکر داده شده بود که پیرامون آن موضوع خاص صحبتی نشود. سخنران محترم کلیاتی را از موضوع مورد بحث ، بدون اشاره به مصادیق و سربسته مطرح کرده و نکات و راهکارهای خوب و مفیدی بیان نمودند. پس از آن نوبت به پرسش و پاسخ و سؤالات شفاهی رسید ؛ یکی از دانشجویان شروع به بیان مطالبی نمود و خوشبختانه همان ابتدا نیز به وی میکروفن داده شد؛ اما پس از خاتمه سخنان وی "طیب الله" ی توسط دانشجوی دیگری به او گفته شد و مورد تشویق تعداد اندکی از حضار قرار گرفت. گفتگویی که میان این دانشجو وسخنران اتفاق افتاد و منجر به ترک جلسه توسط آن دانشجو گردید ، برای من حاضر در جلسه بسیار ناراحت کننده و سنگین بود، به حدّی که بقیه زمان جلسه فقط جسماً آنجا بودم. از سخنان آن دانشجو می توان برداشت کرد که شاید با قصد و هدف مخالفت حاضر شده است و یا حتی بالاتر از آن ، موظف شده این مطالب وشبهات را بیان کند و یا شاید مغرض بوده باشد. اما تمام این موارد احتمالاتی است که نهایتاً 99 درصد صحیح باشد؛ اما شاید، شاید فقط یک درصد هم ، او جاهل باشد و بدنبال گرفتن پاسخی برای سؤالاتش. حتی اگر وی 100 درصد هم مغرض باشد آیا احتمال ندارد با قول لیّن و منصفانه تغییر کند؟ درست است که آن دانشجو بقول سخنران فضا را تاریک جلوه داد وسیاه نمایی نمود ، اما در میان سخنانش نیز مواردی بود که خود سخنران هم آن ها را قبول داشتند. برای مثال اینکه 6 سال است که قرار است... یا اینکه چرا فلان شخص را... . آن دانشجو به کسی تهمت نزد ، او فقط یک تحلیل اشتباه کرد.ای کاش سلیم النفس تر با وی برخورد شده بود. ای کاش موارد حقی که بیان کرده بود ، نادیده گرفته نشده بود وای کاش پس از آن با آرامش و طمأنینه ، موارد ناحقی که یا اشتباهاً و یا مغرضانه گفته شده بود با استدلال رد میشد. ای کاش در برخورد با کسانی که با ما هم عقیده نیستند از امام باقر(ع) الگو بگیریم ، زمانی که بقر خطاب شدند. "ولو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک " ** یعنی چه؟ دلیل تأثیر شهید ابوترابی بر زندان بان چه می تواند باشد؟ شاید آن دانشجو ظاهراً مغلوب شد و از تالار رفت ، اما از خیلی مکان ها ، افراد، تفکرات و... نیز بریده شد. ای کاش با اخلاق حسنه از دین ، ارزش ها و اعتقاداتمان دفاع کنیم و برای همه ما درس عبرتی باشد برای موارد دیگر در آینده. *- عدم ذکر عناوین، اسامی و جزئیات جهت جلوگیری از سوء برداشت های احتمالی است. **- سوره مبارکه آل عمران آیه 195.
