دیار یار
هرچند که در تاریخ مشهور مرسوم و فیلم ها وکتابهای متعددی که درباره کریستف کلمب ساخته و نوشته شده او را به عنوان یک میسیونرمسیحی معرفی کرده اند، ولی در حقیقت" کریستف کلمب یک یهودی بوده است". "دیوید م.ایچورن"،نویسنده یهودی،در این باره می گوید: نه نام حقیقی او کلمبوس و نه یک ایتالیایی متولد ژنوبوده؛ بلکه نام حقیقی او جان کولن بود که در نزدیکی های شهر"پانته ودرا" در اسپانیا به دنیا آمده بود و او در واقع یک یهودی اسپانیایی بوده است. بخش هایی از مقاله ای که تحت عنوان "آیا کریستف کلمب حقیقتا یک یهودی بود؟" به قلم دالیا سایاه که در روزنامه "شالوم"، ارگان یهودی ترکیه،در این رابطه بیان شده، بسیار قابل ملاحظه است: " نکته مهم این است که در گوشه سمت چپ بالای کلیه نامه هایی که کلمب برای خانواده خود ارسال می داشت، مونوگرامی به چشم می خورد که مفهوم آن پنجاه سال قبل توسط موریس دیوید کشف شد. این مونوگرام از دو حرف تشکیل شده است، که هر یهودی آن را در بالای تمامی نوشته های خود می نوشت. این دو حرف عبارت بودند از دو کلمه BETH و HA : که امروزه معلوم شده که بر عبارت EZRAT HA CHAM BE و یا BARUCH CHEM (یعنی مقدس است خداوند یهود) دلالت دارد. نکته دیگری که ثابت می کند، او یک یهودی پنهانکار بوده نحوه نگه داشتن دست چپ خود(به صورت پنجه باز بر روی قفسه سینه سمت راست) در تصاویر و تابلوهای اوست. این عمل، اقدام رمز آلودی بود که "مارانو" ها جهت شناسایی یکدیگر بکار می بردند...حالا دیگر زمان آن رسیده که هویت حقیقی این کاشف بزرگ اعلام گردد. کریستف کلمب سفاراد!، دیگر می توانیم او را معرفی نماییم او پسر عموی بزرگ ما در آمریکاست!" این نشریه در شماره دیگر خود، ضمن معرفی کتاب ، نوشته سارالیبوویجی با عنوان: آیا کریستف کلمب یک یهودی بود؟ کتاب ماریانه ماهن لوت : جریان های تاریخی کریستف کلمب و کتاب ام. کایسرلینگ :مشارکت یهودیان در کشف سرزمین های اسپانیا و پرتغال برای معرفی کلمب می نویسد: آیا کلمب یک یهودی بود؟امروزه [نظریه یهودی بودن او] از مسلمات تاریخی به شمار می رود؛ از جمله دلایل محکم و غیر قابل مناقشه در این رابطه،نامه ای است که از سوی راهب هرناندود تالاورا چند روز قبل از آغاز سفر کلمب برای ملکه الیزابلا نوشته شده است. تالاورا در این نامه ملتمسانه خواستار جلوگیری از اعزام فردی بیگانه(خارجی)که تحت تأثیر نفوذ شیطان است،به این مأموریت پر ماجرا می شود. راهب چنین ادامه می دهد: اگر روح القدس خواستار باز شدن پای فرزندان خود به دریاهای ناشناخته بود، جهت انجام این کار، منتظر فردی مجهول الهویه و خارجی نمی شد. اگرچه احساسات ضد یهودی راهب در سطور یاد شده چندان واضح و شفاف نیست، اما این احساسات را می توان در سطور بعدی نامه او به وضوح و روشنی مشاهده کرد: من مفهوم و تعبیر خواب و رؤیایی را که راهب جین دیده بود در نیافتم، چگونه ممکن است که در نتیجه این سفر نفرت انگیز کلمب، سرزمین های مقدس به دست یهودیان بیفتد؟ راهب جین به من گفت که در رؤیای خود جان باب تیست مقدس را دیده است و او در خواب گفته که این سفر کلمب برای یهودیان بسیار با برکت خواهد بود، آنها آرامگاه عیسی (ع) را به دست خواهند آورد… امروزه نظریه یهودی بودن کلمب که سیمون ویزنتال و سارا لیبویسی هم در کتاب هایشان به نام های: بادبان امید و آیا کریستف کلمب یهودی بود؟ مطرح نموده و خیلی جدی از آن دفاع می کنند، از سوی بسیاری از مورخان هم مورد تأیید قرار گرفته است و جملگی معتقدند که کاشف آمریکا یک یهودی پنهان کار (تغییر دین داده) بوده است. در اینجا این سؤال به ذهن خطور می کند که همکاران و همسفرانی که به همراه کلمب راهی این سفر شدند چه کسانی بودند؟ آیا آنها یهودیانی بودند که ازانگیزاسیون و سیاست تفتیش عقاید فرار می کردند...؟ تاریخ هنوز این سرّ را برای ما فاش نساخته است. تنها چیزی که برای ما مشخص شده این است که در کشتی کلمب هیچ راهب مسیحی وجود نداشته است و تنها مترجمانی با زبان های عربی و عبری همراه وی بوده اند. علایم و نمادهای یهودی موجود در امضاهای کلمب به تصریح لی ام فریدمن تاریخ نگار یهودی نیز مؤید این مدعاست. به نظر او شکل یک مثلث کامل که برای یهودیان مقدس است و در گورستان ها و معابد یهودیان از آن استفاده می شود، در تمام امضاهای کلمب مشاهده می شود. خانوادة کلمب از اعقاب" یهودیان کاتالان" در بارسلونا بودند. و تاریخ نگاران معتقدند خانوادة کلمب که در ژنو زندگی می کرده و به اسپانیایی سخن می گفتند، یهودی بوده اند. مجلة فرانسوی "م.اینترسه" در شماره اکتبر سال 1991 یادآور می شود کلمب یک یهودی به ظاهر تغییر دین داده (کُنوِرسو) ریشه کاتالانی بوده که از کشور خود اخراج شده و پس از آن به صورت پناهنده در ژنو اقامت گزیده بود. تاریخ نگار یهودی م.کایسرلینگ نیز می نویسد: حتی بیتریک انریکوور همسر کلمب هم یهودی بود. بدون شک از اثبات صرف یهودی بودن کلمب، مطلب خاصی دستگیرمان نخواهد شد و نکته مهم این است که آیا هویت پنهان داشته شدة کلمب در سفری که آغاز نمود نقش داشته یا خیر؟ پاسخ به این سؤال را با استفاده از برخی اطلاعات نشریه «شالوم» به دست خواهیم آورد؛ به نظرکنسولووارلا کلمب شناس مشهور اسپانیایی: کلمب عهد عتیق را از حفظ بوده و چنین چیزی برای یک فرد منسوب به جامعه کاتولیک نمی تواند موضوعیت داشته باشد. احتمالا بزرگ ترین رؤیای این دریانورد نامدار، برپایی و بنای مجدد معبد مقدس بوده است. و این در حالی است که عیسی (ع) را در صورت بنای مجدد معبد لعن نموده است. کلمب و تلاش برای بنای مجدد معبد مقدس اینکه کلمب قطعا یهودی دین داری بوده و تورات تحریف شده را از حفظ داشته و تمایل به برپایی و بنای مجددمعبد سلیمان داشته، بسیار جالب توجه است. زیرا معبدی که توسط حضرت سلیمان بنا گردید و پس از ویرانی اول آن، مجددا بازسازی شد، باز هم برای بار دوم توسط رومی ها بطور کامل ویران شد، در نزد یهودیان سمبل و نماد قومی به شمار می رود. به نظر هر فرد یهودی بنای مجدد معبد، بزرگترین نشانه آمدن مسیح خواهد بود و مسیح نیز حکومت جهان گستر یهود را تأسیس خواهد کرد. یهودیان تپه ای را که بر روی ویرانه های معبد و در محدوده قدس شرقی واقع است، پس از نوزده قرن که از تاریخ تخریب این معبد توسط رومی ها در سال 70 میلادی می گذشت، در سال 1967 مجددا در اختیار قرار گرفتند.اما اسرائیل هنوز نمی تواند این معبد را بازسازی کند، چرا که در محل آن معبد،در حال حاضر دو مسجد اسلامی قبه الصخره و مسجدالاقصی قرار دارد.برای بنای مجدد معبد، می بایست این دو مسجد تخریب شود که هنوز اسرائیل جسارت چنین اقدامی را که احتمالا به بروز جنگ جهانی سوم منجر می شود، نیافته است. برگرفته از " تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا " نوشته: نصیر صاحب خلق پس از مدت ها به سراغ دفترم رفته ام. از اواسط فروردین ماه بود و آن خاطره اصفهان که نصف و نیمه رهایش کرده ام. ورق می زنم. پر است از غم ها و تلخی ها و گاهگاهی هم شادی ها... چقدر با نوشتن آرام می شدم(می شوم). کاغذ محرم اسرارم بود و سنگینی حرف های روی دلم را تحمل می کرد. برای سبک شدن یا باید بگویی یا بنویسی ؛ اکنون نه می گویم نه می نویسم تا هیچ گاه سبک نشوم. دفترم را که می خوانم حس بدی که نمی دانم اسمش را چه بگذارم به سراغم می آید. بخاطر همین با دفترم هم قطع رابطه کرده ام. درد دل هایم با خدا را آنقدر دوست دارم که وقتی می خوانم محال است اشکم جاری نشود. بارها قصد کرده ام از بین ببرمش، به آتش بکشم تمام خاطراتی که دلم را به آتش کشید، اما همان دلم واسطه می شود که چنین نکن. یکی دو تا از خواب هایم را که خواندم هم خنده ام گرفت، هم بغض کردم. مثل این روزها که دوستان خوابم را می بینند و نگران می شوند و احوال حالم را می پرسند. اشک دیگر امانم نمی دهد دفتر را می بندم و می برم پنهان می کنم همان جا که بود. کار خودش را کرد! حالا دیگر دلم دست بردار نیست. این روزها جسمم هم دارد قد خم میکند. دیگر طاقت نمی آورد و بهانه گیری های مختلف می کند. باشد که روزی آرام گیرد در خاک... یا حبیب من لا حبیب له، یا طبیب من لا طبیب له، یا مجیب من لا مجیب له، یا شفیق من لا شفیق له، یا رفیق من لا رفیق له، یا مغیث من لا مغیث له، یا دلیل من لا دلیل له، یا انیس من لا انیس له، یا راحم من لا راحم له، یا صاحب من لا صاحب له این مطلب سال گذشته در شماره چهارم نشریه مستضعفین چاپ گردید و اکنون به مناسبت روز قدس آورده می شود : میخواهیم نگاهی بیاندازیم به این که چگونه یک شرکت حامی صهیونیسم میشود؟ یا ما بر چه اساسی میتوانیم یک شرکت را صهیونیستی بدانیم؟ چه معیاری هست؟ اولین واقعیت این است که همهی شرکتها در یک سطح نیستند . بعضیها تماماً ، از الف تا ی ، صهیونیستیاند. بعضی کمتر و بعضی هم اصلاً . لذا باید چند دسته را مورد توجه قرار داد. اما به قطع همهی این دستهها در حد خود « حامی صهیونیسم» هستند! الف) دستهای از شرکتها هستند که در خاک سرزمینهای اشغالی، با سرمایه و ارادهی اشغالگران قدس ایجاد شدهاند ؛ برای حل نیازهای صهیونیستها . که این قبیل مراکز میتواند از کارخانههای نظامی باشد تا کارخانههای نجاری و فولاد و غذایی. ب) شرکتهایی بزرگ و فرا ملیتی که سهامی خاص هستند و سهامداران آن از صهیونیستهای جدی هستند که منافع و خدمات این شرکتها را برای اهداف صهیونیسم به کار میگیرند. شرکتهای نفتی مانند شل و یا رسانهای چون شبکههای رابرت مرداک. چنین شرکتهایی ارتباط ایدئولوژیک شدید با صهیونیسم بین الملل دارند. پ) شرکتهایی هستند که فارغ از محل اصلی شرکت ، هیئت مدیره و مدیران اصلی آن و صهیونیست بودن یا نبودن آنها ، در راستای منافع صهیونیسم کار میکنند.شرکتهایی که با کمکهای اقتصادی به اسرائیل (اعم از ایجاد شعبه و سرمایهگذاری در مناطق صهیونیست نشین ،کمکهای سالانه اقتصادی و …) ، باعث رشد اقتصادی ولاجرم ایجاد امید به زندگی در سرزمینهای اشغالی برای صهیونیستهای کثیف هستند. شرکتهای بزرگی که در اسرائیل سرمایهگذاری کرده و تأمین شغل میکنند از این دستهاند. ت) شرکتهایی که دست به تأمین نیازهای استراتژیکی جنایتکاران صهیونیسم میزنند ؛ به صورت خاص در این عرصه قرار میگیرند. شرکتهایی که تسلیحات نظامی، امنیتی، مخابراتی و … میکنند و زیرساختهای اساسی برای این رژیم فراهم میآورند. به عنوان نمونه شرکت موتورولا ، که اقدام به تجهیز امکانات مخابراتی ارتش اسرائیل میکند. ث) شرکتهایی که از طرف مبادی رسمی رژیم صهیونیستی از آنان تقدیر و تشکر میشود و مشمول دریافت جوایز نقدی، غیرنقدی، معافیتهای مالیاتی و کمکهای بلاعوض این رژیم میشوند. ج) شرکتهایی که اقدام به حمایت مالی از برنامهها ، کنگرهها ، مراسمات سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی برگزار شده توسط رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای قطعی میکنند. چ) شرکتهایی که به طرق مختلف دست به تأیید و حمایت از دروغ تاریخی هولوکاست میزنند . به خصوص شرکتهایی که به صندوق هولوکاست کمک مالی میکنند . ماجرای هولوکاست در طول این سالیان دراز یکی از منابع مهم مالی رژیم صهیونیستی است. ح) شرکتهایی که اقدام به مشارکت و خرید و فروش سهام به رژیم صهیونیستی یا شرکت ها و مؤسسات مستقر در مناطق صهیونیست نشین سرزمینهای اشغالی و شعبههای آن ، در سراسر جهان میکنند ؛ این نکته در همهی زمینههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و … است و شامل خدمات مشاورهای هم میشود. درباره دسته بندی فوق باید به این نکته توجه داشت ، که سطوح وابستگی برخی به صهیونیسم مانند "ح " کمتر است. و بعضی شرکتها که چند مورد از این موارد را دارا میباشند ، بسیار زیاد است . نکتهی مهم دیگر آن است که شعب این شرکتها نیز چون به شرکت اصلی سود میرسانند، شامل این تعاریف میشوند. حال در مواجه با شرکتها باید به این دسته بندیها توجه داشت. آنهایی که در چند مورد قرار میگیرند با شرکتی که مثلاً فقط در دسته ح قرار میگیرد قطعاً متفاوت است. میخواهیم نگاهی بیندازم به این که چگونه یک شرکت حامی صهیونیسم میشود؟ یا ما بر چه اساسی میتوانیم یک شرکت را صهیونیستی بدانیم؟ چه معیاری هست؟ اولین واقعیت این است که همهی شرکتها در یک سطح نیستند . بعضیها تماماً ، از الف تا ی ، صهیونیستیاند. بعضی کمتر و بعضی هم اصلاً . لذا باید چند دسته را مورد توجه قرار داد. اما به قطع همهی این دستهها در حد خود « حامی صهیونیسم» هستند! الف) دستهای از شرکتها هستند که در خاک سرزمینهای اشغالی، با سرمایه و ارادهی اشغالگران قدس ایجاد شدهاند ؛ برای حل نیازهای صهیونیستها . که این قبیل مراکز میتواند از کارخانههای نظامی باشد تا کارخانههای نجاری و فولاد و غذایی. ب) شرکتهایی بزرگ و فرا ملیتی که سهامی خاص هستند و سهامداران آن از صهیونیستهای جدی هستند که منافع و خدمات این شرکتها را برای اهداف صهیونیسم به کار میگیرند. شرکتهای نفتی مانند شل و یا رسانهای چون شبکههای رابرت مرداک. چنین شرکتهایی ارتباط ایدئولوژیک شدید با صهیونیسم بین الملل دارند. پ) شرکتهایی هستند که فارغ از محل اصلی شرکت ، هیئت مدیره و مدیران اصلی آن و صهیونیست بودن یا نبودن آنها ، در راستای منافع صهیونیسم کار میکنند.شرکتهایی که با کمکهای اقتصادی به اسرائیل (اعم از ایجاد شعبه و سرمایهگذاری در مناطق صهیونیست نشین ،کمکهای سالانه اقتصادی و …) ، باعث رشد اقتصادی ولاجرم ایجاد امید به زندگی در سرزمینهای اشغالی برای صهیونیستهای کثیف هستند. شرکتهای بزرگی که در اسرائیل سرمایهگذاری کرده و تأمین شغل میکنند از این دستهاند. ت) شرکتهایی که دست به تأمین نیازهای استراتژیکی جنایتکاران صهیونیسم میزنند ؛ به صورت خاص در این عرصه قرار میگیرند. شرکتهایی که تسلیحات نظامی، امنیتی، مخابراتی و … میکنند و زیرساختهای اساسی برای این رژیم فراهم میآورند. به عنوان نمونه شرکت موتورولا ، که اقدام به تجهیز امکانات مخابراتی ارتش اسرائیل میکند. ث) شرکتهایی که از طرف مبادی رسمی رژیم صهیونیستی از آنان تقدیر و تشکر میشود و مشمول دریافت جوایز نقدی، غیرنقدی، معافیتهای مالیاتی و کمکهای بلاعوض این رژیم میشوند. ج) شرکتهایی که اقدام به حمایت مالی از برنامهها ، کنگرهها ، مراسمات سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی برگزار شده توسط رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای قطعی میکنند. چ) شرکتهایی که به طرق مختلف دست به تأیید و حمایت از دروغ تاریخی هولوکاست میزنند . به خصوص شرکتهایی که به صندوق هولوکاست کمک مالی میکنند . ماجرای هولوکاست در طول این سالیان دراز یکی از منابع مهم مالی رژیم صهیونیستی است. ح) شرکتهایی که اقدام به مشارکت و خرید و فروش سهام به رژیم صهیونیستی یا شرکت ها و مؤسسات مستقر در مناطق صهیونیست نشین سرزمینهای اشغالی و شعبههای آن ، در سراسر جهان میکنند ؛ این نکته در همهی زمینههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و … است و شامل خدمات مشاورهای هم میشود. درباره دسته بندی فوق باید به این نکته توجه داشت ، که سطوح وابستگی برخی به صهیونیسم مانند "ح " کمتر است. و بعضی شرکتها که چند مورد از این موارد را دارا میباشند ، بسیار زیاد است . نکتهی مهم دیگر آن است که شعب این شرکتها نیز چون به شرکت اصلی سود میرسانند، شامل این تعاریف میشوند. حال در مواجه با شرکتها باید به این دسته بندیها توجه داشت. آنهایی که در چند مورد قرار میگیرند با شرکتی که مثلاً فقط در دسته ح قرار میگیرد قطعاً متفاوت است. ***** اینکه از وظایف مسئولین است که از ورود چنین کالاهایی جلوگیری کنند و یا مجوز تأسیس چنین شرکت هایی در ایران صادر نشود تردیدی نیست؛ اما این امر چیزی از وظیفه هر یک از ما که عدم خرید و استعمال چنین کالاهایی است، نمی کاهد. فتاوی مراجع عظام تقلید پیرامون تحریم کالاهای اسرائیلی
