دیار یار

کشیش مسیحی- آنتونیو بارا
” اگر امام حسین (ع) به ما تعلق داشت در هر قسمت زمین برایش یک پرچم و مناره برافراشته می کردیم و مردم را به مسیحیت دعوت می کردیم”

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

  انگار تمام این ها را بر دیوار زندگیم زده اند...

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

 

حال مرا مپرس که هنجارها مرا

مجبور می کنند بگویم که "بهترم" !

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

خانه را آب و جارو می کنیم

 مهمان داریم

فاطمه می آید...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

 به نقل از وبلاگ خامنیسم :

نمیدانم چگونه یک بهت و حیرت را شرح دهم. دستم می لرزد، لبانم کبود شده و ذهنم به شدت مشوش است. خبر فقط یک جمله بود، یک جمله به ظاهر ساده مثل تمام جمله هایی که هر روز این گوش می شنود از گوش دیگر خارج می گردد. و همین جمله به ظاهر ساده درون مرا مشوش نموده است. جمله این بود:

محمد طاهر حائری از اتهام کلاهبرداری تبرئه شد.

به محض شنیدن این خبر انگار پتک نگاه زنان بیوه کمرم را می شکند، و یا در دریای قطره اشک کودکان یتیم بی سرپناه غرق می گردم.  زنانی که هر روز به فرمانداری می آمدند و با اشک و ناله درخواست می کردند حقشان را از این آقا بستانیم. کودکانی که تمام ارث و سرمایه به جا مانده از پدرشان را در شرکت طوبی آقای شجاع سرمایه نهاده اند و فقط غم نصیبشان شده.

بلند می شوم و شروع به قدم زدن می کنم، دستانم را به هم می مالم، دست در موهایم می کنم و از درد و رنجی که می کشم آه از نهادم بر می خیزد که باز اصالت آقازادگی بر مظلومیت پابرهنگی فائق شد.

شجاع حائری که  به اتهام کلاهبرداری به شش سال حبس و پرداخت 366400000 ( سیصدو شصت و شش ملیونو چهارصد هزار) تومان و 402400000( چهارصدو دو میلیون و چهارصد هزار) تومان جزای نقدی و رد وجوه مأخوذه به شاکیان محکوم شده بود، حالا در دادگاه تجدید نظر به راحتی و مثل آب خوردن از این اتهام تبرئه می گردد و به استثنای چند نفر که باید رد مال گردند( آن هم نه الزام آور) مابقی اگر شاکی باشند باید به دادگاه حقوقی! مراجعه و مراحل دادرسی را طی کنند!. یادم به مردمی افتاد که می گفتند سالهاست که در دادگاه شکایت کرده اند امّا به علتی که همه آن را می دانیم، صدایشان به هیچ جا نرسیده و کسی تره هم برای آنان خرد نکرده است.

حکم دادگاه اولیه شجاع حائری به قدری طبیعی و اظهرمن الشمس بود که پدر او، جناب آقای حائری( نماینده سابق ولی فقیه در استان) در یک اقدام فوری و برای جدا کردن خط و خویش با فرزند، توسط آقا شهاب(فرزند دیگر ایشان) مصاحبه ای رسمی می کند و در آن بر متخلف بودن شجاع صحه گذاشته و از او برائت می جوید.

هر چند که در همان تاریخ مقاله ای نوشتم و این موضع جناب حائری را( مانند نامه ای که به قوه قضائیه پیرامون اعلام زمین خواری برخی از اعضای دفترشان صادر نمودند)  نقد منطقی و موشکافانه نمودم، امّا هم اکنون هم در حیرتم که جرمی که حتی پدر متهم به آن معترف است، و آن را صراحتا نشانه اعمال متخلفانه او می داند، اعمالی که بارها به او تذکر هم داده شده بود، چگونه مردود اعلام می شود. یعنی باید پذیرفت که پدر به پسر تهمت روا داشته است؟ یا اینکه باید احتمال این را بدهیم که شجاع، در یک اقدام شجاعانه دیگر از پدر اعاده حیثیت خواهد کرد؟

در یاداشت هایم سریع مصاحبه جناب محمدحسن(شهاب) حائری را می یابم و دوباره مو به مو می خوانم:

خبرنگار از او می پرسد؟

آیت الله حائری از ماجرا ( تخلفات شجاع) مطلع بود؟ چه عکس العملی نشان داد؟ " . شهاب پاسخ می دهد :

با توجه به اینکه احتمال امتیاز طلبی یا استفاده قهری از آبروی اجتماعی نمایندگی ولی فقیه و امام جمعه متعلق به خودشان نبود، آیت الله حائری واکنش نشان داد و طی نامه ای به فرزندانشان آنان را از اینگونه فعالیت ها نهی کردند. نامه دست خطی ایشان که موجود است و در صورت نیاز منتشر خواهد شد با این جمله آغاز می شود که "شرکت آقازاده ها تشکیل ندهید." البته برادرم این نهی را نپذیرفت.

محمد حسن اظهارات خودشان را چنین ادامه می دهد :

در سفر مقام معظم رهبری در اردیبهشت 1387 به فارس، بنده به عنوان مسئول دفتر آیت الله حائری که مخالف کار برادرم بودم، توفیق داشتم که مسائلی از جمله این موضوع را با معظم له مطرح کنم و نظرشان را بپرسم. ایشان با توجه به شبه سوء استفاده از اعتبار اجتماعی امام جمعه و در خطر قرار گرفتن آبروی وی که به آبروی نظام مربوط است فرمودند نباید انجام شود. و اضافه فرمودند من این طور فعالیت ها را برای نزدیکان مسئولان درست نمی دانم. بنده از حضرت آقا پرسیدم من مسئولان استان را از نظر حضرتعالی آگاه کنم؟ ایشان تاکید فرمودند حتما این کار را بکنید. در این گفتگو آقا مسعود فرزند مقام معظم رهبری هم حضور داشتند. متعاقب این گفتگو ضمن گزارش مذاکرات به آیت الله حائری و با اشراف ایشان موضوع نهی رهبری کتبا به استاندار وقت آقای رضازاده منعکس شد و وی نیز بخش های مختلف استانداری منعکس کردند تا استفاده قهری یا سوء استفاده احتمالی صورت نگیرد.

در حالی این مطلب را می نویسم که اشک از چشمانم به روی کاغذ می چکد. اشکی که از سر مظلومیت رهبر و این انقلاب جاری گشته است. اشک سوزناکی که هر قطره اش از من می پرسند: به راستی آبروی نظام و انقلاب و رهبرش چقدر با منافع آقا شجاع گره خورده که به راحتی بین آنها این معامله رخ می دهد و حیثیت یک اقا زاده جای حیثیت تاریخ یک ملّت را می گیرد و تا به کی ابروی اسلام باید قربانی منافع و ابروی خاندان های عریض و طویل گردد؟؟؟

یادم به یکی از مصاحبه های جناب خدائیان( رئیس قوه قضائیه فارس) می افتد که در آن گفته بودند اصلا چیزی به اسم زمین خواری وجود ندارد، چون کسی شاکی نیست و مدرکی ارائه نشده!!!!(نقل به مضمون).

آقای خدائیان راست می گویند. چیزی به اسم زمین خواری وجود ندارد، تبعیض قضایی وجود ندارد، مجازات آفتابه دزدان و گردن کشی گرن کلفتان حقیقت ندارد!. همه مردمان بیچاره و مال باخته شیراز، سیاخ دارنگون، سپیدان، داریون ... دروغ می گویند. توهم به هم زده اند. این وسط آقا شهاب راست می گفته.

 پس بیایید مرا و دوستان مرا دستگیر کنید، مایی که سالهاست در پی اثبات مفسده بودن برخی از همین قماش گردن کلفت از خدا بی خبر بوده ایم، بیایید ما را دار بزنید که به ساحت مقدس این آقایان جسارت نمودیم و هر فرصتی که یافتیم فریاد اعتراض و دادخواهی سر دادیم که اینان دارند خون مردم و فقرا و صاحبان انقلاب را می خورند و استخوانشان را به لیسه می کشند. در منطق این جماعت هر کس آقا زاده نیست باید برود بمیرد لابد!

آقا شجاع( که اندازه یک خرمن پرونده از شاکیانش فقط در فرمانداری بایگانی گشت) در دادگاه تجدید نظر تبرئه می گردد و عبدالله شهبازی( نویسنده کتاب اولیگارشی که به انباشت ثروت و زمین خواری در فارس پرداخته بود) در دادگاه تجدید نظر، در همان روز، مجازاتش سنگینتر و  روانه زندان عادل آباد می گردد. و این چیزی جز یک طنز تلخ نیست. 

 ...

پس ای علمای الهی، تا دیر نشده جانتان را در خطر بیاندازید و از حیثیتتان در راه دین و ارزشها مایه بگذارید و فداکاری کنید. شما این ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحویل دستگاه ظالم داده ­اید. گروههایی از مردم برده­ ی اینان شده ­اند و مثل برده­ های مقهور و شکست خورده، زیر دست و پای آنان له میشوند.

عده ­ای نان شبشان را نمی­توانند تهیه کنند. در هر شهری عده­ای را گماشته­ اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگویند. مردم نمیتوانند دستی را که به سمتشان می آید تا به آنها زور بگوید، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همه­ ی این صحنه­ ها را می دیدید و کاری نمیکردید. اینان عده­ ای ستمگر و صاحبان قدرت­اند که علیه ضعفا و محرومین بسیار خشن عمل می­ کنند و به روش غیر اسلامی حکومت می­ کنند و متاسفانه بی چون و چرا هم اطاعت می­ شوند. در حالی که نه خدا را می­ شناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب می­ کنم از شما که این زمین زیر پای ظالمان صاف و پهن است، عده ­ای باج بگیر حکم می رانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانیت و مهربانی نبرده اند و شما هم باز ساکتید .

( خطبه منای حضرت اباعبدالله.علیه السلام)

خدایا مرا خار چشم دشمنان و استخوان در گلوی گردن کلفتان قرار ده و شیرینی شهد شهادت در راهت را نصیب این حقیرترین خلقت بفرما.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

 توضیحات فرزند آیت الله حائری درباره پرونده برادرش

نقدی که بر مصاحبه محمدحسن حائری نگاشتم، پیرامون برائت جناب آقای حائری از پسر شجاع. آقا شهاب ولی حالا چرا؟

 نقدی که به نامه آقای حائری به قوه قضائیه نگاشتم. انقلاب اسلامی یا زمین خواران شیرازی، مسئله این است.

 نامه سر گشاده ای که به رئیس قوه قضائیه نگاشتم. پیرامون زمین خواری و مفسده باغشهرها در فارس

 مقاله ای که پیرامون نقش باغشهرها در ایجاد شکاف و تبعیض طبقاتی نگاشتم. از سیاست های اصلاح طلبی تا نتایج باغشهرها

 این مختار - دل نوشته ای از مردم رنج دیده

شیراز اولین حرم آقازاده ها سومین حرم اهلبیت

 

هم چنین:

یک سوال غیرحقوقی در خصوص پرونده «فرزند آیت الله»

حائری متهم ردیف اول زمین خواری فارس است.

روحانی زاده های صهیونیست صفت!

...و «فرزند آیت الله» تبرئه شد!

از این رنجی که می بریم- 2

 آقا شجاع مبارکت باشد!

آقازاده تبرئه شد!

نوشته شده در پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |

همه ما شاید بارها، این مطلب را در مورد زندگی بهترین خانواده دنیا خوانده باشیم:

"علی(ع) و فاطمه (س) پس از آن که با هم ازدواج کردند و زندگی مشترک تشکیل دادند، ترتیب و تقسیم کارهای خانه را به نظر و مشورت رسول اکرم واگذاشتند و به آن حضرت گفتند: " یا رسول الله! ما دوست داریم ترتیب و تقسیم کارهای خانه با نظر شما باشد." رسول خدا کارهای بیرون خانه را به عهده علی(ع)  و کارهای داخلی را به عهده فاطمه(س) گذاشت.علی(ع) و فاطمه (س) از اینکه نظر رسول خدا را در زندگی خصوصی خود دخالت دادند و رسول خدا با مهربانی و محبت خاص از پیشنهاد آن ها استقبال کرد و نظر داد راضی و خرسند بودند. مخصوصاً فاطمه(س)از اینکه رسول خدا او را از کار بیرون  معاف کرد، خیلی اظهار خرسندی می کرد. می گفت یک دنیا خوشحال شدم که رسول خدا مرا از سروکار پیدا کردن با مردان معاف کرده است. از آن تاریخ کارهایی از قبیل آوردن آب و آذوقه، سوخت وخرید بازار را علی(ع) انجام می داد و کارهایی ازقبیل آرد کردن گندم وجو بوسیله آسیا دستی، پختن نان، آشپزی، شستشو و تنظیف خانه بوسیله فاطمه (س) صورت می گرفت. در عین حال علی(ع) هر وقت فراغتی می یافت، به کمک فاطمه (س) در کارهای داخل خانه می پرداخت."

 سالیان سال نیز ، این تقسیم کار در میان خانواده های ما تعمداً یا اجباراً، وجود داشت. اما با ورود برخی از زنان به عرصه هایی که حضور آنان کاملاً ضروری و متناسب با روحیه آنها  بود، نظیر معلّمی و پزشکی ، آرام آرام  برای خانم ها، شغل دوم یا کار در بیرون از منزل، معنا پیدا کرد. شاغل شدن این تعداد اندک، در چشم دیگر بانوان، بسیار بزرگ می نمود؛ خصوصاً که آنان دارای مزیت استقلال مالی هم بودند.

عدم شناخت صحیح برخی از زنان از خودشان و اهمیت کاری که در محیط خانواده انجام می دهند و همچنین تفکر و رفتار اشتباه بعضی از مردان، به ویژه در مسائل اقتصادی، سبب تشکیل این تصور در ذهن بسیاری از آنها شد.

 :" از صبح بشوریم، بروفیم، بچه بزرگ کنیم که چی؟! فلانی رو ببین برا خودش کسی هست! هم کار می کنه، هم به کارهای خونه می رسه، بچه هاش هم بزرگ میشن! "

:" خوش به حال فلانی دستش تو جیب خودشه. نمی خواد برای یه قرون دو زار جلو شوهرش دست دراز کنه!"

از همان زمان این ذهنیت شکل گرفت که یک خانم شاغل، یک خانم موفق هست؛ دارای منزلت اجتماعی است؛ سری بین سرها در می آورد، به روز هست و دارای موقعیت خوب اقتصادی است.

عده ای از خانم ها خودشان دست به کار شدند و عده ای هم که از خودشان گذشته بود یا این امکان برایشان وجود نداشت، بارها و بارها به دخترانشان توصیه می کردند که مراقب باشند که مثل آن ها نشوند و برای خودشان کسی بشوند! دارای استقلال مالی باشند و ... و این دختران با این طرز تفکر، مادران نسل بعد می شدند.

این نگرش در میان اکثریت قریب به اتفاق خانم ها شیوع پیدا کرد. اوج فاجعه زمانی است که رفته رفته، این نگرش، با وجود مخالفت هایی که در نسل های قبل بود، اما به مردان نسل جدید هم منتقل شد و با گذشت زمان از نظر مردان هم، خانمی که  بیرون از منزل کار می کند، دارای پرستیژ اجتماعی بالاتری است، علاوه بر اینکه به اقتصاد خانواده هم کمک می کند.

امروزه نه تنها اجازه به همسر برای کار در بیرون از منزل، یکی از نشانه های یک مرد متمدّن شده است! بلکه بعضی مردان پا را از آن فراتر می گذارند و یکی از معیارهای انتخاب همسر را شاغل بودن او مطرح می نمایند. متأسفانه در دید عدّه ای هم که شاید تمایلی به اشتغال همسرشان نداشته باشند، زنان شاغل دارای اهمیت و ارزش خاصی هستند.

:"همسر ایده آل من خانمیه که شاغل باشه و بتونه بین کارای خونه و شغلش تعادل برقرار کنه و از عهده هر دو بیاد!"


نگرش مثبت اجتماع به بانوان شاغل، علاوه بر اینکه سبب شده که زنان به هر شغلی، ولو کاملاً در تضاد با روحیات و شخصیتشان، روی بیاورند؛ بلکه نگرش نسبت به درس خواندن را هم تغییر داده است، به طوری که تصور می کنند اگر درس خواندن و تحصیلات فرد منجر به شاغل شدن او و سرکار رفتن وی نشود مفید نخواهد بود و عمر و هزینه او به هدر رفته است!

در صورتی که تحصیلات فی نفسه ارزشمند است. سبب اجتماعی شدن ، اعتلای شخصیت و اعتماد به نفس می گردد و به تربیت فرزند کمک می نماید.

این نگرش های اشتباه حتی سبب شده دختران جامعه نیز برای دست یابی به مدارج عالی_که خود منجر به بالا رفتن سن ازدواج میشود_  تلاش کنند و یا برای فرار از این نگرش ها وارد بازار کار گردند.

: "چه کارا می کنی؟ درست تموم شد؟ حالا این همه درس خوندی چه کاره میشی؟ سر کار نمی ری؟ "

بسیارند خانم هایی که قلباً تمایلی به کار کردن ندارند، اما جوّ اجتماع، دیدگاه همسر و خانواده ها، سخنان اطرافیان و مقایسه هایی که توسط آن ها صورت می گیرد، آنان را وادار به کار کردن در بیرون از منزل با حقوق بسیار بسیار ناچیز می کند. اگرچه که عده ای نیز بدور از تأثیر این نگرش ها، صرفاً برای گذران امور زندگی و احتیاجات مالی،یا دلایل دیگر مجبور به کار کردن هستند.

آنچه بیان شد با بی برنامه بودن زن و اینکه  هیچ فعالیت اجتماعی نداشته باشد و خودش را صرفاً وقف خانه کند، اهل مطالعه و به روز نباشد، کار اقتصادی نکند، از مسائل روز و اجتماع بی اطلاع باشد و در یک کلام راکد باشد، متفاوت است.

در رابطه با استقلال مالی هم باید این نکته در نظر گرفته شود که خداوند وظیفه امرار معاش خانواده را برعهده مرد گذاشته است و پرداخت نفقه به همسر و فرزندان از تکالیفی است که بر دوش او قرار داده شده است. از مزایای نیاز اقتصادی زن به مرد، تقویت غرور و اعتماد به نفس مرد است و لذا از نتایج این نگرش های اشتباه است که زنان بعضاً از گرفتن حقی که خداوند برای آنان قرار داده است احساس خجالت و شرمساری می کنند. البته مردان نیز باید توجه کنند که نه تنها نباید از همسرانشان توقع کار اقتصادی داشته باشند بلکه باید مراقب رفتارشان باشند که نحوه پرداخت آنها،  به این باور اشتباه دامن نزند.

 برای از بین بردن چنین نگرش های اشتباهی بانوان خانه دار باید باور کنند وظایف مهمی بر عهده دارند، احساس کمبود نکنند، احساس نکنند برای جامعه بی فایده هستند و بدانند که در جهت استحکام بنیاد خانواده قدم بر می دارند. احساس رضایت کنند، اعتماد به نفس داشته باشند و تلاش کنند نگرش های صحیح را جایگزین نگرش های اشتباه برای همسر و اطرافیان نمایند.

از طرفی مردان هم اولاً باید این نکته را فراموش نکنند که انجام امور خانه وظیفه زن نیست و او از سر عشق و علاقه به همسر و فرزندان این کارها را انجام می دهد و از این رو باید قدرشناس وی باشند و ثانیاً توجه داشته باشند که کارهای منزل اگر به مراتب سخت تر از کار در بیرون از منزل نباشد، سختی های خاص خودش را دارد؛ پس باید برای آن ارزش و احترام قائل شد و برای از بین بردن بعضی ذهنیت ها بکوشند.

:" چته که خسته ای؟ تو که تو خونه بودی؟ تا ظهر خوابیدی! مگه کوه کندی؟!"

باور کنیم اگر جامعه برای بانوان خانه دار احترام خاصی قائل باشد و مردان در زمان حضورشان در خانه به نیازهای عاطفی همسرشان پاسخ گویند و از اینکه  آرامش خانه را فراهم می کند احساس خرسندی نمایند و قدردان وی باشند، بسیاری از خانم ها دست از کار بیرون از منزل می کشیدند و تعداد خانم های شاغل به طور قابل توجهی کاهش پیدا می کرد.

 

مطلب مرتبط بانوان کار آفرین و داستان واقعی و زن و خانواده

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |