دیار یار

به نام خودش

سلام

از کدومش بگم؟

از ترم جدید که کلاسا شروع شده و بازم همون آش وهمون کاسه

از محرم که تموم شد و هنوز رو سیاهی به زغال مونده

 از این که یاران دارن از این خانه غریبانه میرن

ازاین که شدم خسر الدنیا و الآخره

از این که دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد

ازاین که من از بیگانگان هرگز ننالم

از این که هر کس به کسی نازد و من هم به تونازم

از این که دل من گرفته بونه دوای دل خراسونه

یا شاید هم

از بین الحرمین وحرم آقام حسین(ع)وحرم آقام اباالفضل

نوشته شده در یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۳ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط آب حیات نظرات () |