دیار یار

به نام خودش

سلام

شب جمعه ی اول سال با یه بارون شدید به همراه تگرگ توی صحن جامع که تموم سنگ فرشها رو آب گرفته بودهر کسی به یه طرفی می رفت یکی پلاستیک کرده بودسرش خیس نشه ،یکی  می دویید  به سمت رواق ها و بعضی ها هم حال میکردن که دارن بارون می خورن آخه می دونستن که در فضیلت زیارت امام رضا آمده که حضرت قسم می خورن که هر که مرا زیارت کند و بر روی او قطره ای از باران برسد حقتعالی جسد او را بر آتش جهنم حرام گرداند.

بعضی  ها هم آروم برا خودشون زمزمه می کردند.حوالی ساعت ۴ صبح بود که از صحن انقلاب  گذشتیم .خیلی خلوت بود. دور و بر سقا خونه یکی دو نفر بودن. کنار پنجره فولاد هم فقط چند نفر بودند رفتیم به آن سمت یکی داشت آروم میخواند کم کم صداش بلند شد چه گرمایی می داد به آن هوای سرد.عجب حالی  داشتآدم رو آتیش می زد وقتی می گفت:

پنجره فولاد رضا برات کربلامیده… 

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ توسط آب حیات نظرات () |